شیرزاد عبداللهی*

مائو رهبر انقلاب چین که خود را پیرو اندیشه مارکس و لنین و استالین می دانست، قبل از برنامه “جهش بزرگ” در سال ۱۹۵۸، سه حیوان ” موش ، پشه و مگس ” را به عنوان دشمنان خلق چین معرفی کرد و خواهان نابودی آنها شد. اما در جریان برنامه جهش بزرگ ، حوزه های حزبی گزارش دادند که گنجشکها بخش زیادی از محصولات کشاورزی را می خورند. مائو با جمع بندی نظرات ماموران حزبی ، فرمان قتل عام گنجشکها را صادر کرد و از توده های مردم خواست که به عنوان وظیفه انقلابی گنجشکها را نابود کنند.

معلمان در مدرسه با حرارت دانش آموزان را علیه گنجشکها تحریک و گنجشکها را عامل گرسنگی و کمبود مواد غذایی اعلام می کردند . دانش آموزان مدارس و نظامیان نقش مهمی در این جنبش ایفا کردند. هر دانش آموز به عنوان وظیفه انقلابی روزانه با تیرکمان تعداد معینی گنجشک را شکار می کرد. بچه ها لانه های گنجشکها را ویران و تخم های انها را ازبین می بردند . نظامیان در سراسر کشور با زدن شیپور و طبل مانع نشستن گنجشکها روی شاخه درختان می شدند. گنجشکها روی هوا در اثر خستگی هلاک می شدند و سقوط می کردند.

تحویل دادن لاشه گنجشکها تشویق و جایزه داشت. دانش آموزان لاشه گنجشکها را به نخ می کشیدند و تحویل مقامات حزبی می دادند و جایزه می گرفتند. تقریبا تمام  گنجشکها در چند ماه قتل عام شدند و لاشه های آنها با کامیون به حوزه های حزبی منتقل و پس از شمارش به دبیرخانه حزب در پکن گزارش می شد. اما داستان مطابق تئوری انقلابی صدر مائو پیش نرفت ! ناگهان سر وکله ملخ ها در مزارع پیدا شد. در غیبت گنجشکها تعادل اکوسیستم به هم خورده بود و جمعیت ملخ ها و دیگر آفات نباتی به صورت انفجاری افزایش یافته بود !

معلوم شد که گنجشکها فقط از دانه غلات تغذیه نمی کردند بلکه حشراتی مانند ملخ ها را هم می خوردند. به دنبال قتل عام گنجشکها ، تولید محصولات کشاورزی به شدت پایین آمد و میلیونها نفر بر اثر گرسنگی مردند. از بالا دستور آمد که گنجشکها را نکشید، اما دیگر گنجشکی باقی نمانده بود!  مائو به اشتباه خود اعتراف نکرد. مگر ممکن است نیمه خدایی که میلیونها نفر او را می پرستیدند، خطا کند؟ اما تا چندسال یکی از واردات چین از اتحاد شوروی گنجشک زنده بود تا دوباره تعادل را به طبیعت برگردانند و جمعیت حشرات را با افزایش تعداد گنجشکها کنترل کنند.

دخالت دولتها در اقتصاد ، فرهنگ و جامعه چیزی شبیه جنبش گنجشک کشی درچین است. کمونیستها اراده گرا بودند. آنها با نیات خوب، بزرگترین جنایات تاریخ را مرتکب شدند. مائو که تحصیلاتی در حد دیپلم موسطه داشت ، می خواست جامعه عقب مانده و فقر چین را با دستورالعمل های انقلابی به سرعت صنعتی و مرفه کند و تبعیض و نابرابری را بر اندازد. اما اقدامات او چون اراده گریانه و بر خلاف منطق تغییرات اجتماعی بود ، تعادل جامعه را به زد و نتایج معکوس به بارآورد و میلیونها انسان مثل موش آزمایشگاهی قربانی شدند.

mao-

رهبران چین بعد از مرگ مائو متوجه اشتباهات خود شدند و با پذیرش روابط اقتصاد آزاد در بخش هایی از کشور ،  راه صنعتی شدن و رشد اقتصادی را کشف کردند! اقتصاد چین بعد از ۳۰ سال آزمون و خطای انقلابی راه خود را پیدا و از آن به بعد شروع به رشد کرد. برخلاف تصور کمونیستها، در یک کشور فقیر با اقتصاد کوچک و عقب مانده، تلاش برای برابری اقتصادی منجر به توزیع فقر بین مردم می شود. برعکس چین انقلابی ، راهی که تایوان و سنگاپور و کره جنوبی برای توسعه و عدالت پیمودند  به مراتب کم هزینه تر و موفق تر از راهی بود که چین و ویتنام و کامبوج و شوروی و کوبا طی کردند.

راه رشد سوسیالیستی در همه کشورها شکست خورد. حتی یک کشور بر اساس این الگو به رفاه و آزادی و خوشبختی نرسید.  بدتر اینکه در همه کشورها ، منجر به فجایع انسانی و زیست محیطی و دیکتاتوری و فقر شد. دنگ شیائوپینگ جانشین عملگرای مائو،  ایدئولوژی را در بخش اقتصاد کنارگذاشت و گفت : “گربه باید موش بگیرد سیاه و سفید بودن آن مهم نیست.” توسعه کشورها از طریق جذب سرمایه و تربیت نیروی انسانی و افزایش تولید ناخالص داخلی و توسعه صادرات میسر است. دخالت دولت در اقتصاد از طریق دادن سوبسید و قوانین محدود کننده سرمایه گذاری و  مختل کردن رقابت و در یک کلام اقتصاد دستوری، باعث رکود و ایجاد رانت و فساد می شود.

*روزنامه نگار و تحلیلگر حوزه آموزش و پرورش

دیدگاهها

دیدگاه ها (۱ دیدگاه)

  1. سعادموسوی

    سلام جناب اقای عبداللهی مقاله ی بسیار خوبی بود.
    اقتصاد ازادبازاری نقطه مقابل اقتصاد دولتی قرار دارد. در اقتصاد دولتی، دولت بر تولید، توزیع و فروش کنترل کامل دارد. در چنین اقتصادی قیمتها با توجه به سیاستهای خود دولت تعیین می شونددر حالیکه طبق اصول علم اقتصاد عرضه و تقاضا در یک بازارباید مساوی باشدو خود به خود تعیین کننده قیمت ها می شود.در واقع عدم توازن در عرضه وتقاضا باعث تعیین قیمت ها می شود زمانیکه عرضه یک محصول از تقاضای آن بیشتر باشد قیمت محصول کاهش می یابد و زمانیکه تقاضا بیشتر از عرضه باشد قیمت افزایش می یابد. با توجه به این اصل تولید انبوه باعث کاهش قیمت ها می شود.کنترل این بازار به دست دولت ها درواقع مانند قتل عام گنجشگ ها نوعی دخالت در چرخه اکوسیستم است.پیروز باشید

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی