با تغییر باورهای جامعه شاهد ایجاد تغییر در هنجارهای اجتماعی هستیم، به گونه‌ای که دیگر اعتیاد در میان دانش آموزان نیز رخنه کرده است که این خود می تواند زنگ خطری برای آینده باشد، اما در این میان آموزش و پرورش یا خانواده توانایی چندانی برای مقابله با این آسیب اجتماعی ندارند و در بیشتر موارد تنها یکدیگر را مقصر اعتیاد دانش آموزان می دانند. این در حالی است که برای مقابله با این آسیب اجتماعی خانواده و مدرسه باید به صورت هماهنگ با هم برنامه ها را انجام دهند تا شاید از این طریق شاهد کاهش آمار اعتیاد در میان دانش آموزان باشیم. از این رو خبرنگار «آرمان» برای تبیین وضعیت اعتیاد دانش آموزان و بررسی راهکارهای مقابله با آن اقدام به تهیه گزارشی با «رویا نوری»، کارشناس اعتیاد، «هومان نارنجی‌ها»، کارشناس حوزه اعتیاد و «مریم السادات ظهوریان» کارشناس اعتیاد و فعال اجتماعی کرده است که در ادامه آن را می خوانید.

یک کارشناس اعتیاد درباره دلایل افزایش اعتیاد در میان دانش آموزان می گوید: اصلی‌ترین دلایل افزایش اعتیاد در میان دانش آموزان به ساختارهای اشتباه و قدیمی آموزش و پرورش بر می گردد، چرا که امروزه شاهد هیچ‌گونه تغییر و تحول در ساختارهای موجود نیستیم. رویا نوری در گفت و گو با خبرنگار «آرمان» و با تأیید مطلب فوق اذعان می کند: ما امروزه با تغییرات شمول زده ای در کشور مواجه هستیم که جامعه با این تغییرات که با برداشته شدن مرزها اتفاق می‌افتد، بسیاری از موارد با تعریف های جدید مواجه می شوند و حتی در برخی از موارد معنایی نیز تغییر می کند. او ادامه می دهد: جامعه شناسان این نگاه را به برخی از جریانات اجتماعی دارند که تعاریف جدید نسبت به مشکلات شکل می گیرد. به عنوان مثال اگر در گذشته مصرف الکل در خانواده از یک قبحی برخوردار بود، اما امروزه و در سایه تعاریف جدید دیگر قبح آن ریخته شده است و حتی به عنوان ارزش اجتماعی نیز شناخته می شود. طبیعی است به هنگام عوض شدن معنایی افراد نیز به آن تأسی می کنند که به‌طور معمول بیشتر افرادی که از این تعاریف پیروی می کنند نوجوانان هستند. این کارشناس اعتیاد درباره نقش اعتماد اجتماعی و افزایش آمار معتادان می گوید: زمانی که اعتماد اجتماعی کاهش بیابد و افراد نسبت به هم و نسبت به فضایی که در آن زندگی می کنند بی اعتماد می شوند که این خود باعث کاهش همبستگی می‌شود و در مقابل فردیت افزایش می‌یابد و زمانی که فردیت رواج می یابد فرد به تعیین هنجارها خواهد پرداخت. در گروه نوجوانان این هنجارهایی که از بیرون شکل می گیرد و آنها نیز به پیروی آن می پردازند، در سایه یک ناهماهنگی است که هم در نظام آموزشی کشور وجود دارد و هم در نظام والدگری، بنابراین امروزه ما هم در نظام والدگری و هم در نظام آموزش و پرورش نتوانسته‌ایم که یک رشد و تعالی را ایجاد کنیم. او ادامه می دهد: طبق تئوری انتخاب، افراد چیزی را انتخاب می کنند که به نفع آنها باشد، یعنی عقلانیت و خرد آن را تایید کند. این سیستم امروزه در میان دانش آموزان بد عمل می کند، چرا که امروزه بسیاری از دانش آموزان قدرت تصمیم گیری درست را ندارند که این خود نشان دهنده روند معیوب نظام آموزش و پرورش و نظام خانواده است. نوری جای خالی الگوهای آموزش را در نظام آموزش و پرورش پررنگ می‌داند و می افزاید: امروزه هیچ الگوی آموزش مناسبی در آموزش و پرورش وجود ندارد تا معلمان با استفاده از آن بتواند دانش آموزان را مورد تعلیم و تربیت قرار دهند و آنها را به انتخاب های درست سوق دهند. او تاثیر گروه همسالان را بر افزایش آمار دانش آموزان معتاد مثبت ارزیابی می‌کند و می گوید: ما از گروهی حرف می زنیم که از هم تبعیت و پیروی می‌کنند. گروه همسال همیشه مهم بوده است، اما بنده معتقدم که در زمان حال این گروه توانایی بیشتری برای جذب افراد دارد، چرا که دیگر خانواده آن کارکرد درست را ندارد و در انتقال ارزش ها نیز دچار دوگانگی است و خود نیز الگوی مناسبی برای فرزندان نیست و در عین حال در برقراری رابطه با نسل جوان نیز ناتوان است. بنابراین فرزندان بیشتر ترجیح می دهند که وقت خود را در گروه همسالان سپری کنند. نوری در ادامه می افزاید: زمانی که نوجوان در گروهی است که اطلاعات آنها در یک سطح و به صورت دایره‌وار در حال رفت و آمد است، قرار می گیرد، به‌طور حتم افزایش احتمال بروز رفتارهای پرخطر بالاتر خواهد رفت و نقش خانواده در این میان نیز کم رنگ و کم رنگ‌تر می‌شود. او ادامه می دهد: نگرش خانواده ها نسبت به اعتیاد تغییر کرده است. به عنوان مثال مادری در کنار فرزندان نوجوان خود اقدام به مصرف گل و نوشیدنی های الکلی می کند و مصرف فرزند خود را عادی و طبیعی می داند و این باور را دارد که فرزند او باید آزاد باشد و در مقابل نگاه پلیسی و به زور آموزش و پرورش به مساله اعتیاد سبب شده که دانش آموزان در مدرسه به صورت پنهان به کار خود ادامه دهند، بنابراین طبیعی است که در سایه فرآیند آموزشی معیوب کشور افراد طغیان می کنند و دیگر به راحتی در مدرسه اقدام به مصرف مواد مخدر می کنند. او در ارتباط با راهکارهای موجود برای کاهش آمار اعتیاد در میان دانش آموزان می گوید: باید در مرحله نخست نحوه برخورد با دانش آموزان را تغییر داد و آن فشارهای روحی و روانی که طی سال‌های اخیر به آنها وارد ساخته ایم را عوض کنیم و به خانواده ها آموزش‌های لازم درباره نحوه ارتباط با فرزندان داده شود، چرا که خانواده‌های نسل حاضر کمتر با این موضوع آشنایی دارند و در تربیت فرزند خود ضعیف عمل می کنند؛ بنابراین اگر این دو مورد در کنار هم نقش‌های خود را درست ایفا کنند. ارتباط درست و برپایه خرد داشتن در تمام موارد پاسخگو است و اجرای قواعد و قوانین با محبت بهتر و بیشتر قابل قبول است. نوری ادامه می دهد: امروزه ما باید بپذیریم که در آموزش و پرورش شکست خورده ایم و اگر این مهم را بپذیریم شاید بتوانیم طرز تفکر خود را نسبت به این مسائل تغییر دهیم که این خود کمک شایانی به کاهش افراد مصرف کننده مواد مخدر می‌کند. او در ارتباط با جای خالی نظارت در اعتیاد دانش آموزان می گوید: هیچ نظارتی وجود ندارد، چرا که هیچ برنامه ای در این خصوص وجود ندارد، طی سال های گذشته تنها برنامه ای که برای دانش آموزان معتاد وجود داشته است، حذف این افراد از سیستم آموزش و پرورش است؛ یعنی این دانش وجود نداشته که اگر دانش آموزی والدین معتاد دارد، انگل نیست و نباید آن را حذف کنیم، بلکه در مقابل باید برای حضور این افراد در جامعه یا مدرسه برنامه وجود داشته باشد تا به امروز جامعه هیچ برنامه ای برای افراد در معرض خطر نداشته است و تنها اقدام به انگ‌زنی و در نهایت حذف این افراد کرده است، اما این راهکار مناسبی برای مواجهه با این افراد نیست، بلکه باید مانند سایر کشورهای دیگر نظارت و رسیدگی حتی تا خانه افراد نیز کشیده شود، یعنی ما ویزیت در خانه داریم ما برای خانواده‌ها بهنگام مداخلاتی را باید انجام دهیم که بتواند برای مصرف کنندگان بعدی برنامه داشته باشیم. او ادامه می دهد: در حال حاضر دو نوع پیشگیری برای مقابله با اعتیاد در کشور وجود دارد، پیشگیری سطح نخست که عامه است و شامل برنامه های کلی در سطح کشور می شود، اما پیشگیری سطح دوم زمانی است که برای افراد در معرض خطر برنامه های را به مرحله اجرا دربیاوریم. هرچند در ایران به صورت منسجم و منظم برنامه‌های مقابله با اعتیاد در سطح دوم هرگز وجود ندارد که این خود می تواند زمینه‌ساز افزایش آمار اعتیاد شود. نوریان آموزش دادن معلمان برای نحوه برخورد با دانش آموزان معتاد می گوید: امروزه بسیاری از معلمان هیچ آموزشی برای نحوه برخورد با دانش آموزان معتاد ندارند. باید مراقبت و آموزش از مهدکودک ها آغاز شود، اما مهدکودک ها امروزه خود با آسیب های بسیاری همراه هستند.

ارائه بسته آموزشی راهکاری برای کاهش اعتیاد

در ادامه یک کارشناس حوزه اعتیاد درباره دلایل افزایش دانش آموزان معتاد می گوید: نظام آموزشی کشور دارای یک ایراد بنیادی است و آن ایراد این است که تمام فشار کار بر آموزش استوار است. به عنوان مثال در مدارس نحوه احترام گذاشتن، استقلال یافتن، نحوه تصمیم‌گیری یا دوست‌یابی به دانش آموزان آموزش داده نمی شود که این خود چالش برانگیز است. هومان نارنجی‌ها در گفت وگو با خبرنگار «آرمان» و با اشاره به مطلب فوق اذعان می‌دارد: امروزه پرورش بر عهده خانواده است که بسیاری از خانواده ها در این خصوص ضعیف عمل می کنند و مدارس نیز در مقابل به آموزش های دم دستی می پردازند که کارایی چندانی برای دانش آموزان ندارد. بنابراین اگر بخواهیم نامی برای آموزش و پرورش انتخاب کنیم، می توان گفت وزارت آموزش وپرروش تا حدودی آموزش. چرا که  همه جنبه های پرورشی دانش آموز مختل است واین خود می تواند دلیل اصلی افزایش آمار اعتیاد در میان دانش آموزان باشد. او ادامه می دهد: امروزه آموزش و پرورش از کارایی لازم برخوردار نیست که این خود باعث افزایش آسیب های اجتماعی دانش آموزان می شود. به‌طور کلی دانش آموزان قبل از سن هشت سالگی شخصیت تمایل به مصرف مواد مخدر در آنها شکل می گیرد. بنابراین زمانی که به مدرسه می آید و تنشه فراگیری است، اگر غفلتی انجام شود به راحتی به مصرف مواد مخدر روی می‌آورد. نارنجی‌ها نقش اختلالات روانی را در مصرف مواد مخدر تاثیرگذار می‌داند و می گوید: برخورداری از اختلالات روانی مانند افسردگی، ترس، اضطراب و ترس از برقراری روابط اجتماعی می تواند زمینه‌ساز تمایل افراد به مصرف مواد مخدر شود. این دسته از افراد اگر در دوران مدرسه مورد مراقبت و نظارت قرار نگیرند، بیشتر از سایرین تمایل به مصرف مواد مخدر خواهند داشت. او می افزاید: ارتقا نیافتن هوش اجتماعی دانش آموزان نیز می تواند در زمره دیگر دلایل افزایش اعتیاد قرار بگیرد. به‌طور کلی آموزش‌های کلی و سربسته درباره اعتیاد مواد مخدر نمی تواند کارایی لازم را داشته باشد. این پژوهشگر اعتیاد در ارتباط با تاثیر همسالان در مصرف مواد مخدر می گوید: زمانی که جامعه، آموزش و پرورش یا خانواده هیچ برنامه ای برای تربیت یا آموزش نوجوانان و کودکان ندارند، به‌طور حتم این آموزش ها از سوی گروه همسالان بدست می آید که البته این آموزش ها در اکثر موارد مشکل‌ساز است، چرا که خود نوجوان آشنایی یا اطلاع چندانی با این پدیده ندارد و با ارائه اطلاعات اشتباه افراد را مشتاق به مصرف مواد مخدر می کنند. به عبارت ساده‌تر از سکوت ما دیگران می توانند نهایت استفاده را داشته باشند. او درباره راحتی تهیه مواد مخدر در مدارس اذعان می دارد: مشکل این است که امروزه بسیاری از آموزش ها از طریق فضای مجازی صورت می گیرد و حتی سفارش مواد مخدر نیز از این طریق است. به عنوان مثال در برخی از مدارس کشور دانش آموزان در داخل مدرسه اقدام به سفارش مواد مخدر می کنند و به راحتی نیز مصرف می کنند. نارنجی‌ها در ارتباط با تاثیر دانش آموزانی که والدین معتاد دارند و میزان تاثیرگذاری آنها بر دیگر دانش آموزان می گوید: تاثیرگذاری این دسته از دانش آموزان تنها ۱۴ درصد است که این خود مساله جدی نیست. نظارت یا کنترل این دسته از دانش آموزان تنها یک راه برای کاهش آمار اعتیاد در میان دانش آموزان است،اما در این آموزش از سوی مدارس می تواند از اهمیت و تاثیرگذاری بیشتری برخوردار باشد.نارنجی‌ها خاطر نشان می کند: باید آموزش و پرورش بسته های آموزشی کاملی را درباره معایب استفاده از مواد مخدر به دانش آموزان یا حتی والدین آنها ارائه دهد که لازمه این امر برخورداری از آشنایی کامل با شرایط موجود است. باید ذهن دانش آموزان را علیه مواد مخدر واکسینه کرد.

بی توجهی والدین و افزایش آمار اعتیاد در دانش‌آموزان

یک فعال اجتماعی در ارتباط با دلایل افزایش اعتیاد در میان دانش آموزان می گوید: بحث اعتیاد در دانش آموزان را می توان در دو حوزه مورد نقد و بررسی قرار داد در ابتدا آن دسته از دانش آموزانی که والدین معتاد دارند و دسته دوم نیز افرادی که با مساله اعتیاد در خانواده یا نزدیکان خود مواجه نبودند.مریم السادات ظهوریان در گفت و گو با خبرنگار «آرمان» با اشاره به مطلب فوق می افزاید: آن دسته از دانش آموزانی که در خانواده خود درگیر این مسائل هستند، به طبع راه برای آنها هموارتر خواهد بود و از کودکی با این مساله آشنایی دارند، اما احتمال مصرف نکردن در این دسته از دانش آموزان بسیار بیشتر از دیگران است، چرا که با مضرات مصرف مواد مخدر آشنایی دارند و پیامدهای منفی آن را به‌طور کامل تجربه کرده اند، اما دانش آموزانی که در خانواده های سالم بودند، دلایل متعدد را برای مصرف مواد مخدر دارند. او ادامه می دهد: در گذشته خانواده ها حتی ازبیان کلماتی مانند اعتیاد، سیگار یا نوشیدنی های الکلی امتناع می ورزیدند، اما امروزه در سایه استفاده از شبکه‌های اجتماعی به راحتی این تابو شکسته شده است و فرزندان با این کلمات به‌طور کامل آشنا هستند، اما دلایل مصرف می تواند گسترده باشد.ظهوریان نقش حاشیه‌نشینی را در افزایش آمار اعتیاد در میان دانش آموزان مثبت ارزیابی می‌کند و می گوید: زمانی که افراداز یک شهر کوچک وارد یک شهر بزرگ می شوند، قبل از اینکه با شهرنشینی و مسائل پیش‌روی آن آشنا شوند با مسائلی از قبیل اعتیاد آشنا خواهند شد، یعنی در واقع فقر اقتصادی به همراه فقر اجتماعی می تواند انگیزه مصرف مواد مخدر را افزایش دهد. او در ادامه تصریح می کند: بی توجهی والدین به فرزندان نیز می تواند یکی دیگر از دلایل افزایش آمار اعتیاد در میان دانش آموزان باشد،چرا که طبق تحقیقات به عمل آمده بسیاری از دانش آموزانی که به مصرف مواد مخدر روی می آورند، توجه و محبت لازم را از سمت خانواده دریافت نمی کنند و در این میان برای جبران کمبودهای خودبه مصرف مواد مخدر روی می آورند. ظهوریان می‌گوید:افزایش بی‌رویه سرمایه‌گذاری های اقتصادی روی دانش آموزان نیز می تواند انگیزه‌ای برای مصرف مواد مخدر باشد، چرا که پول در اختیار گذاشتن فرزندان بدون هیچ حد و مرزی می تواند موجب گرایش افراد به حضور در هر محفلی شود که در بیشتر موارد این مهمانی ها یا محافل به اعتیاد منجر خواهد شد. او نقش الگوبرداری های نامناسب را در اعتیاد دانش آموزان تاثیرگذار ارزیابی می کند و ادامه می دهد:امروزه بسیاری از نوجوانان الگوبرداری های نادرستی از شخصیت فیلم ها دارند و با توجه به بلوغ زودرس اجتماعی نوجوانان این مهم خود انگیزه ای برای مصرف مواد مخدر در این قشر از جامعه شده است.این کارشناس اعتیاد می افزاید: کنجکاوی نیز بر تمایل افراد به مصرف مواد مخدر موثر است، چرا که برخی از افراد تنها برای ارضای حس کنجکاوی خود مواد مصرف می کنند. همچنین در برخی از موارد فرار از مشکلات نیز می تواند انگیزه ای برای مصرف مواد مخدر باشد.ظهوریان درارتباط با آموزش معلمان برای چگونگی برخورد با اعتیاد در مدارس می گوید: والدین و معلمان متعلق به نسل دیگری هستند و دانش آموزان نیز به نسل بعدی تعلق دارند و همچنین با توجه به استفاده از فضای مجازی این فرصت هماهنگی و همگامی میان این دو نسل فراهم نشده است. بنابراین اطلاعات این دو نسل با هم برابر و به یک اندازه نیست که این خود زمینه ساز بروز مشکلاتی شده است. او ادامه می دهد: بازآموزی در میان معلمان کم رنگ است، چرا که امروزه این نیاز احساس می شود که معلمان با معیارهای روز دنیا و فناوری آشنایی کامل داشته باشند تا از دانش آموزان عقب نماند.این کارشناس اعتیاددر ارتباط با بازگشت دانش آموزان معتاد به مدرسه می گوید: آموزش و پرورش باید این هنر را داشته باشد که در کنار جذب دانش آموزان معتاد هم زمینه ای را برای ترک آنها فراهم کند و هم اینکه میزان تاثیرگذاری آنها را بر دیگر دانش آموزان به صفر برساند،چرا که در حال حاضر شرایط تاسیس مدارس خاص برای این دسته از دانش آموزان مهیا نیست، هنوز در تامین مدارس اصلی با مشکل مواجه هستیم.ظهوریان استفاده از مربیان خاص برای دانش آموزان معتاد را یک راهکار موثر دانست و اذعان می دارد: استفاده از مربیان خاص و تعلیم دیده می تواند باعث کاهش بازگشت دانش آموزان به مصرف مواد مخدر شود. هر چند در این میان نمی توان نقش خانواده ها را کم رنگ دانست، چرا که والدین نیز باید به همراه دانش آموز آموزش های لازم را دریافت کنند.

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی