امروز

چهارشنبه, ۴ مهر , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۶:۴۷ قبل از ظهر

سایز متن   /

برای انتشار اولین شماره «تخته سفید» از استاد قانعی‌راد مشورت گرفتم. از ایده روزنامه «شرق» برای راه‌اندازی صفحه‌ اختصاصی آموزش‌وپرورش استقبال کردند و برای راه‌اندازی این صفحه، نکات و سوژه‌های ارزشمندی را مطرح کردند. بخشی از یادداشت ایشان در اولین شماره، جهت یادآوری بازنشر می‌شود.
مدرسه و آموزش ظرفیت زندگی جمعی
یکی از اولویت‌های پژوهش در مدرسه، پرداختن به مدرسه به‌عنوان یک نهاد اجتماعی است. مدرسه باید زمینه‌ساز آشنایی کودکان با دنیای شهروندی باشد؛ کودکانی که بیشتر بر مبنای اخلاق خانواده‌وندی بزرگ شده‌اند و اکنون به‌تدریج باید زندگی در شهر را آغاز کنند. شهروند یعنی کسی که صرف‌نظر از جایگاه جنسیتی، قومی، نژادی، مذهبی و زبانی‌اش به شهر تعلق دارد و شهروندی عبارت است از آموزش‌دادن یک مجموعه از ارزش‌ها و الگوهای رفتاری تا آدمیان بتوانند با وجود تفاوت‌‌های خود با یکدیگر زندگی کنند. بخشی از آموزش مدرسه‌ای همان آموزش شهروندی – و در دنیای معاصر آمیخته با آموزش جهان‌وندی- است که آدمیان بتوانند در یک جامعه با هم زندگی کنند، تعامل داشته باشند و درک مشترکی بین آنها وجود داشته باشد. درک شهروندی مشترک در چارچوب منافع مشترک، میثاق مشترک و چشم‌اندازهای وسیع‌تری از تعامل، ارتباط و پیوند شکل می‌گیرد.
ویژگی کارکردی مدرسه، کاری است که از نهاد خانواده، بازار، دولت، رسانه و… برنمی‌آید و تنها مدرسه قادر به انجام آن است. این کارکرد را شاید بتوان در مقابل نهاد خانواده تعریف کرد. خانواده با طبیعی‌ترین غرایز انسانی و با امر زیستی پیوند نزدیک‌تری دارد درحالی‌که مدرسه، کودکان را در معرض امر اجتماعی قرار می‌دهد. از نظرگاه جامعه‌شناختی می‌توان امر اجتماعی را معادل امر اخلاقی در نظر گرفت. در مورد جایگاه اخلاقی خانواده دو رویکرد متعارض وجود دارد. گفتمان خانواده‌گرایی، تلاش دارد تا خانواده را به‌عنوان یک فضای صمیمیت خصوصی، یک واقعیت تعالی‌یافته از اعضای خود، یک شخصیت فراشخصی و دارای یک زندگی و روح مشترک بربسازد و حتی خانواده را به‌عنوان الگوی ایده‌آل روابط انسانی، مکان دوستی، اعتماد و دهش در برابر فضای سرد و بی‌روح زندگی اجتماعی قرار دهد. دیدگاه اتوپیک جامعه‌گرایانه – برای مثال در نمونه مدینه فاضله افلاطون- برخلاف دیدگاه خانواده‌گرایانه حتی معتقد است که باید کودکان را از والدین گرفت و به یک مدرسه عمومی سپرد.  در برابر دیدگاه تقابل‌گرایانه خانواده و مدرسه، دیدگاه واقع‌گرایانه‌تر به معنای پذیرش خانواده و مدرسه به‌عنوان دو نهاد جامعه‌پذیری و دو نهاد اخلاقی است. خانواده نیز یک نهاد اخلاقی است ولی کودکان پس از آموزش اخلاق خانوادگی که جنبه خاص‌گرایانه دارد به آموزش عمومی‌تری نیاز دارند که آنان را با کلیت بزرگ‌تری به نام جامعه پیوند دهد. علاقه به مدرسه به‌عنوان یک نهاد اجتماعی به معنای اولویت‌دادن به این مسئله است که مدرسه تا چه مقدار در کنار آماده‌کردن کودکان برای زندگی آزاد و خلاق در یک دنیای مبتنی بر تفاوت و تمایز و تکثر، درعین‌حال امکان دست‌یابی دانش‌آموزان به دانش مشترکی را فراهم می‌کند که برای هم‌زیستی آنان به‌عنوان اعضای یک کلیت فراگیر‌تر و درعین‌حال مبتنی بر عدالت اجتماعی ضرورت دارد.

منبع شرق

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی