امروز

چهارشنبه, ۲ آبان , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۲:۰۱ قبل از ظهر

سایز متن   /

نگاه به دوران کودکی و رفتار بزرگسالان نسبت به کودکان در طول دوره های مختلف دچار دگرگونی هایی شده است. به عنوان مثال در جامعه قرون وسطایی کودک از سنین پایین، پس از پشت سرگذاشتن خطر مرگ و میر با بزرگسالان در ارتباط بود و به جامعه آنها تعلق داشت. دراین دوره کودکان مورد محبت قرار می گرفتند اما این محبت ناشی از آگاهی نسبت به ویژگی دوران کودکی نبود. در مینیاتورهای قرن دوازدهم میلادی، کودکان با بدنی پرورش یافته و پوششی همانند بزرگسالان، بازنمایی شده اند. این نشان می دهد که کودکان از نظر روان شناختی و هویت مختص به خود، مورد نظر نبوده اند بلکه همانند بزرگسالان ولی با قامتی کوچک در نظر گرفته می شدند و یا در قرن شانزدهم میلادی کودک به عنوان یک منبع سرگرمی در خانواده شناخته می شد و به او به عنوان یک اسباب بازی جذاب در خانواده نگاه می شد. این تغییر نگاه موجب شد در قرن هفدهم میلادی، کودکی دغدغه واقعی اخلاقی تلقی شود و سبکبالی کودک در قالب بی نظمی، هوس های بچه گانه و گناه باید اصلاح می شد. کودکی در این عصر به صورت دورانی منفی که باید به درمان آن پرداخت در نظر گرفته می شد. مسئولیت درمان دوران کودکی با افرادی خارج از خانواده یعنی روحانیون بود. در نتیجه کودکان در نهادهایی که جایگزین خانواده بود نگهداری می شدند و این امر ایجاد مدارس را برای پاسخ به نگاه نواخلاقی نسبت به دوران کودکی ضروری داشت.

 ژان ژاک روسو را به عنوان کپرنیک در علم و هنر یاددهی- یادگیری نامیده اند زیرا گفتمانی را پایه گذاری کرده است که بر مبنای آن،‌ دیگر بزرگسال مرکز آموزش نیست و کودک مرکز آموزش می باشد و همان طور که کپرنیک جهان سیارات را از مرکزیت زمین ساقط کرد؛ روسو نیز جهان آموزش را از مرکزیت بزرگسال ساقط می کند. روسو عالم کودکی را متفاوت از عالم بزرگسالی می‌داند. همین امر سبب شده است تا او را پیشرو روان شناسی کودک بدانند. او نخستین کسی است که خصایص هر مرحله از رشد را به دقت شرح داده و دوران کودکی را متمایز از دوره نوجوانی دانسته است. روسو، توجه و کوشش مربی را از مواد درسی، موضوعات و مطالب آموختنی به کودک، یعنی موجودی که در درجه اول باید از این علوم و دانشها بهره مند گردد، جلب کرد. به همین جهت می توان او را عامل تحولی در آموزش و پرورش یعنی «کودک مداری و کودک محوری» دانست. به اعتقاد او به کودک نه مانند یک حیوان غیرمنطقی و نه مانند یک انسان کامل و بزرگسال، بلکه صرفاً باید به عنوان یک کودک نگریست (براون و ادواردز، ۱۹۷۲، ص ۴۱).

روسو معتقد است که در هر سن از کودک اعمال و حرکاتی سر می زند که برای آن سن عادی و طبیعی است و آموزش و پرورش باید همان حرکات را دنبال کند و از آنها استفاده نماید.

او می گوید: «برای طرح هر مسأله و برای یادگیری هر مطلب ساعت و زمان مناسبی وجود دارد سن معینی برای تحصیل علوم، سن خاصی برای درک آداب و رسوم اجتماعی، موقع خاصی (جوانی) برای داستانها و قصه ها و زمان معینی برای رسیدن به مفهوم خداوند و درک خالق و دوره ای نیز برای فرمانروایی از طریق منطق و استدلال و دوره دیگری برای فرمانروایی از راه علاقه و رغبت وجود دارد. البته همان گونه که اشاره شد گرچه زمان خاصی برای فراگیری قائل است در عین حال معتقد است که مقدمات فراگیری را باید قبل از آن آماده نمود. مثلاً پیش از آنکه او را با منطق و استدلال آشنا نمائیم باید او را برای درک استدلال آماده کنیم و یا قبل از یادگیری تاریخ باید او را به معاشرت با مردم و شناخت آنها آشنا کرد. (شاتو، ۱۳۵۵، ص۱۹۸ و ۲۰۴).
نگاهی گذرا به آموزش و پرورش کنونی هم نشان می دهد که توجه به تفاوت های سنین مختلف رشد و آگاهی از روانشناسی کودک، حائز اهمیت است. مطالعه علمی رشد انسان، به دنبال درک و تشریح چگونگی و چرائی تغییراتی است که افراد در طول زندگیشان می‌کنند. این مطالعه، تمام جنبه‌های رشد انسان، شامل رشد جسمی، هیجانی، ذهنی، اجتماعی، ادراکی و شخصیتی را در برمی‌گیرد.
مطالعه علمی رشد، نه تنها برای روان‌شناسی بلکه برای جامعه‌شناسی، آموزش و بهداشت نیز اهمیت دارد. منظور از رشد، تنها جنبه‌های جسمی و فیزیولوژیکی آن نیست بلکه جنبه‌های شناختی و اجتماعی مرتبط با آن نیز می‌باشد. در دوره آموزش ابتدایی (۶ تا ۱۲ سال) رشد شخصیت اجتماعی کودک شکل می گیرد. در این فاصله زمانی کودک به توجه همسالان، والدین و معلمان نسبت به خود اهمیت می‌دهد و دوست دارد مورد پذیرش آنها قرار گیرد. همچنین دوست دارد به هدف خود زود برسد و موانع موجود بر سر راه رسیدن به هدفش او را به خشم می‌آورد. به مهر و محبت والدین و دیگران محتاج است و این مهر و محبت به وی پویایی و انرژی می‌دهد، موفقیت و پیروزی را دوست دارد و آرزو می‌کند که همیشه روزگار بر وفق مرادش باشد. بنابراین برای آنکه کودک خود را به بهترین شکل تربیت کنیم می بایست محیط اطرافش را به خوبی برای رشد و پرورش او مهیا کنیم. در مهدکودک، دبستان، مدرسه و … مربی و معلم وظیفه دارند متناسب با مقتضیات سنی کودکان، عناصر اساسی فرهنگ را به آنان  انتقال دهند و به کودک و نوجوان در ساختن منش،خلق و شخصیتش کمک کنند. بدین صورت برگزاری دوره های آموزشی برای مربیان و معلمان به منظور آشنایی با مراحل رشد انسان و تفاوت های فردی و توجه به علائق کودکان به منظور شکوفایی و بالندگی استعدادهای آنان از ضروریات نظام تعلیم و تربیت به نظر می رسد که نمود این واقع بینی را چندی پیش در تصمیم گیری مسئولین ارشد وزارت آموزش و پرورش در مبحث حذف آزمون های ورود به مدارس خاص از دوره ابتدایی و ممانعت از صرف انرژی کودکان در رتبه آوری و قرارگرفتن در فضای پرتنش رقابتی، شاهد بودیم. امیدواریم وزارت آموزش و پرورش با درک درست از ویژگی های دوران کودکی و برنامه ریزی صحیح در این زمینه بتواند در رشد و اعتلای شخصیت سالم فرزندان این آب و خاک موفقیت های چشمگیری را کسب نماید.

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی