امروز

شنبه, ۲۸ مهر , ۱۳۹۷

  ساعت

۲۲:۴۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

دانشنامه عمومی ویکی پدیا در تعریف «انتحال» (Plagiarism) از معادل هایی چون دزدیِ علمی، دستبرد فکری/ هنری، ایده‌دزدی یا محتواربایی استفاده کرده و در تشریح بیشتر آنها به نقل از «West’s Encyclopedia of American Law» آورده است: «تخصیص دادن خلاقیت ادبی، هنری یا پژوهشی دیگری یا بخشی از آن یا متن ناشی از آن به خود، گویی که خود شخص آن را خلق کرده است.» (۱)

چندسالی است که بحث ها پیرامون «تقلب» و «سرقت» در پژوهش های علمی و دانشگاهی و حتی نگارش مطالبی در حوزه ژورنالیسم بالا گرفته و البته به موازات گسترش سرسام آور این پدیده غیراخلاقی، بسیاری از دانشجویان، استادان و حتی خوانندگان شریف، درپی مبارزه با آن، از راه آشکار سازی و معرفی مقالات و نوشته های این پژوهشگرنمایان و شبه نویسندگانی هستند که برای به دست آوردن منافع مالی، اداری و یا کسب شهرت از دستبرد به آثار دیگران و استفاده غیرمجاز از حقوق مادی و معنوی آثار آنها ابایی ندارند.
درباره چرایی گسترش روزافزون این پدیده دلایل بسیاری آورده شده که از جمله مهمترین آنها، امتیازآور بودنشان در مصاحبه های علمی و یا ارتقا در نظام دانشگاهی است به گونه ای که ارتقای اساتید دانشگاهها از رتبه های «استادیار» به «دانشیار» و یا «استاد تمام» به تعداد (کمیت) مقالات منتشر شده آنها در مجلات علمی-پژوهشی و ISI، سنجاق شده است . انکار شدنی نیست که برای برای رتبه بندی افراد در هر شغل و موقعیتی، می بایست کارایی و نتایج ادعایی را با ملاک های عینی و قابل سنجش مورد بررسی و راستی آزمایی قرار داده، خروجی و برآیند حضورشان در آن مقام را  به صورت کمی و آماری مشاهده کرد؛ اما پرواضح است که افراط در این مسیر نهایتا وضعیت را به جایی خواهد رساند که مسیر (وسیله) جای هدف را گرفته؛  افراد سودجو و فرصت طلب با شناخت خلاءها و فرصت های به ظاهر قانونی، به تولید انبوه مقالات، کتابها و یادداشت هایی بپردازند که گرچه می تواند سرعت ترفیعشان در نظام دانشگاهی و اداری را بالا ببرد اما نتایج حاصل از آن به اصطلاح پژوهش هایشان چیزی جز «آفتابه لگن هفت دست؛ شام و ناهار هیچی!» نیست. بماند که بسیاری از این «شبه پژوهش» ها تنها برای منتفع شدن از منافع مالی طرح های پژوهشی وزارت خانه ها و دستگاههایی است که هرساله مبلغ زیادی از بودجه دریافتی را به این حوزه اختصاص می دهند و با توجه به سطح نظارت و میزان فساد رخنه کرده در نظام اداری؛  به محلی برای دلالی، رشوه ستانی و معامله میان کارمندان و پاره ای از پژوهشگران و دانشجویان تبدیل شده است.

نگارنده به عنوان عضو کوچکی از جامعه علمی و فرهنگی، در مقام داور چند نشریه علمی-تخصصی دانشگاهی، با موارد عدیده ای از مقالات دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی مواجه شده که بخش بزرگی از مقاله تهیه شده آنها چیزی جز گردآوری محض (کپی-پیست) و در مواردی کپی فراوان (آنهم بدون ذکر ماخذ) از مقالات دیگران نبوده است. همچنین شکایت های متعددی از تعدادی از دانشجویان دریافت داشته که در آن به سوءاستفاده و استثمار گسترده پاره ای از استادان دانشگاه و کارمندان نهادهای پژوهشی اشاره شده است. از همین رو بود که مدتی پیش در یادداشتی (۲) با اشاره به پدیده انتحال (سرقت علمی/ادبی) به رویکرد این دسته از به ظاهر اساتید و اعضای هیات علمی در سوءاستفاده از خلاءها و فرصت های قانونی از راه استثمار فکری دانشجویان و لشگر فارغ التحصیلان بیکار پرداخته؛ با توجه به ضعف نهادهای نظارتی و خلاهای بسیار قانونی از راه «سایت مورخان» فراخوان  انتشار نام و نشانی چنان جماعتی را داده بود: «سو استفاده فکری و علمی برخی اعضای هیات علمی دانشگاه ها و مراکز علمی از دانشجویان جهت نگارش مقاله، ترجمه یا کتاب به اندازه ای عادی و جزو رویه های معمول قرار گرفته است که کمتر دانشجویی در خود توان ایستادگی در برابر این روند غیرعلمی و غیر اخلاقی را دارد. در نظر این افراد،امکان الزام دانشجو به انجام تحقیقات کلاسی یا نگارش پایان نامه و رساله، فرصت و حقی است که آنها را مجاز به هر نوع سواستفاده می کند تا پله های ترقی را از استادیاری به دانشیاری و… به سرعت هرچه تمام تر بپیمایند. در این میان قوانین و سازکارهای آموزشی نیز تا حد بسیار زیادی فضا را برای این امر مهیا کرده اند. این مساله تنها مختص به برخی از اعضای هیات علمی دانشگاه ها نیست بلکه امروزه شاهد این هستیم که برخی از کارمندان دون پایه مراکز تاریخی، علمی و اسنادی به دلیل اطمینان از عدم نظارت دقیق، این حق را برای خود قائل می شوند که با زد و بندهای غیرقانونی قراردادهای کلان پژوهشی را با مراکز مختلف خود منعقد کنند. این افراد خود را بی نیاز از صلاحیت علمی می دانند و با بازی دادن به چند دانشجوی تازه کار، بیکار یا جویای شغل و درآمد و با دادن وعده و وعیدهای بی سرانجام، پروژۀ کنتراتی خود را به سرانجام می رسانند. با این رویه سود مالی کلان نصیب صاحب رانت و زد و بند می شود و سهمی ناچیز هم به دانشجوی بی نوایی که گمان می کند با تن دادن به این سودجویی ها روزی به کار و شغل مورد علاقه خود می رسد؛ بماند که در بعضی موارد هیچ سهمی برای محقق اصلی قائل نمی شوند. در این میان البته آنچه به جایی نرسد فریاد است […] شبکه علمی مورخان از تمامی دانشجویان و پژوهشگران دعوت می کند در صورت مواجه شدن با این گونه بداخلاقی های غیرعلمی و غیر اخلاقی، نسبت به انتشار عمومی آن تعلل نورزند تا به سهم خود در زدودن محیط علمی کشور، انجام وظیفه کرده باشند. این معضل نتیجه کوچک شمردن و بی توجهی های بسیار از سوی همه ماست.»

با اینحال به نظر می رسد قبح مساله به مراتب بیش از آن که به نظر می رسد شکسته شده تا جایی که تعداد زیادی از نویسندگان و فعالان فضای مجازی نیز به این قافله پیوسته اند! گویی سرقت و دزدی تنها مختص «فرادستان» و «کار بدستان» است و برای فرودستان همیشه معترض و نق نق زن! استفاده از مطالب و یافته های و حتی در مواردی انتشار کلمه به کلمه یادداشت ها و مقالات دیگران به نام خود، دزدی و تجاوز به حقوق دیگران محسوب نمی شود. به عبارتی مساله به مراتب فراتر از «محتوا ربایی» (۳) است که به ویژه در  تولید محتوا از نوع ژورنالیستی مشاهده می شود. ژورنالیسمی که به حق  و با توجه به گستره مخاطبانش، نمی توان چندان انتظاری در مقید بودنش به رعایت اسلوب های نگارش علمی داشت.

با اینحال جا دارد بپرسیم ژورنالیست یا نویسنده ای که خود را منتقد وضع موجود می داند و درباره معضلات و مشکلات جامعه یا بخشی از نظام سیاسی و اداری قلمفرسایی می کند؛ به کدامین توجیه و بهانه ای خود را مجاز می بیند از دستاوردهای فکری و علمی دیگران بدون کسب اجازه از آنها [و یا رعایت اصل منبع نویسی] استفاده نماید و خود را نویسنده چنان مطلب و یادداشتی بنمایاند؟ آیا کسب شهرت و جمع کردن تعدادی لایک و استیکر قلب و … ارزش چنان بدنامی و برچسب خوردنی را دارد؟ آن هم در دنیایی که اگر پیدا کردن مطالب ارزشمند (اما کم تر دیده شده دیگران) و انتشارشان به نام خود آسان به نظر می رسد؛ به همان اندازه هم جستجو و کشف مطلب اصلی و رو شدن دست به اصطلاح نویسنده، آسان و ساده شده است؟ به ویژه آنکه به دفعات مشاهده کرده ایم کسانی با سوءاستفاده از حجب و حیای اهالی فرهنگ و رسانه، در تاریکخانه های خود و با سوئاستفاده از مقام و موقعیت اداری و یا خرج کردن مقداری پول، ضمن استثمار توان و قابلیت های جوانان مستعد ما برای خود رزومه های دهان پرکنی تهیه می کنند و ضمن بالا رفتن از نردبان موقعیت های اداری و علمی، به پست های بسیار حساس و سرنوشت سازی دست می یابند که هر تصمیمشان می تواند تا دهه ها بر سرنوشت جمع عظیمی از مردم و کشور تاثیرگذار باشد. (۴)

 

  • ویکی پدیا در آدرس ذیل، مطلب مبسوطی در تعریف و انواع دزدی های علمی-ادبی داده است. https://goo.gl/GLEZpP

برای توضیحات تکمیلی همچنین بنگرید به https://www.researcheditor.ir/learn-center/121-plagiarism.html

 

  • http://www.movarekhan.com/blog/scientific_fraud_at_the_university/
  • http://iran-newspaper.com/?nid=5928&pid=17&type=0
  • نمونه اخیر «لووبر؛ لووبِر و …» که از یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس (معاون پیشین دانشگاه فرهنگیان و صاحب مقالات متعدد ISI) مشاهده کردیم؛  تنها یکی از دهها و صدها نمونه از جماعت صاحب منصبی است که با خیالی آسوده از بی تفاوتی جامعه و دور ماندن از بازخواست و پرسشگری افکار عمومی، موقعیت خود را ارتقا و  همزمان شبکه قدرت خود را شکل داده و به چنان جایگاه حساس و سرنوشت سازی رسیده که اکنون در وضعیتی کمدی-تراژیک، نایب رییس گروه دوستی پارلمانی ایران و فرانسه هم است!

 

 

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی