امروز

جمعه, ۱ تیر , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۹:۰۶ بعد از ظهر

سایز متن   /

 
 
کیارش شلمانی، دکترای ریاضی خود را در دانشگاه بن آلمان به پایان برده‌است و هم‌اکنون در شهر بن آلمان به تدریس ریاضیات مشغول است. او از مخالفان حذف مدارس خاصی است که به پرورش نخبگان می‌پردازند. به عقیده او این مدارس در بسیاری از کشورهای دیگر دنیا وجود دارند و وجود آن‌ها برای پرورش نخبگان علمی ضروری است. به عقیده او اکثر ریاضی‌دانان حال حاضر دنیا دانش‌آموخته این مدارس هستند. دیدگاه او را در مورد طرح اخیر شورای عالی آموزش‌وپرورش جویا شدم که حاصلش گفت‌وگویی شد که در ادامه می‌خوانید:

شلمانی: مشکل رقابت ابلهانه والدین است، نه خود این مدارس. این مدارس همه جای دنیا هستند و کارشان تربیت یک سری آدم خیلی خاص است و به جرأت می‌توانم بگویم که قسمت عمده ریاضی‌دان‌های فعلی دنیا در همین مدارس تربیت شده‌اند. نابود کردن این‌ها راه حل نیست؛ بلکه باید رقابت یک مشت پدر و مادر بی‌شعور را متوقف کرد.

بزرگ: خوب چه طور می‌شود رقابت این یک مشت پدر و مادر بی‌شعور را متوقف کرد؟ نگاهی به واقعیت موجود مدارس و قانون عدالت آموزشی و وضعیت مدارس غیردولتی و نظام ارزیابی موجود، بینداز و بعد ببین آیا هنوز هم این مدارس کارکرد خودشان را دارند؟

شلمانی: من نمی‌دانم دقیقاً چه‌طور می‌شود این کار را کرد، ولی تا وقتی این ذهنیت مریض وجود دارد، به نظر من از بین بردن این مدارس پاک کردن صورت مسئله‌ست. چون آن پدر و مادر نفهم در نبود این مدارس، راه دیگری برای اعمال بی‌شعوری‌شان پیدا می‌کنند. باید دخالت والدین در تحصیل به حد اقل برسد. این چیزی است که در آلمان می‌بینم.

بزرگ: یک مسئله این جا وجود دارد. این طرح صرفاً به دنبال نابودی این مدارس نبوده‌است. این طور ازش برداشت شد و به‌اش دامن زده‌شد. هدف حذف آزمون بود که این رقابت‌ها از بین برود. بعد که از بین رفت، بر حسب نیاز مدارس نخبه‌پرور باشند و بدون آزمون دانش‌آموز بگیرند. مسئله حذف این مدارس از سیستم جاری آموزش‌و پرورش است.
چیزی شبیه المپیادهای دانش‌آموزی که به روال اصلی ارزیابی ربطی نداشت اول، بعد آن هم منحرف شد. در واقع این طرح هدفش از بین بردن این ذهنیت است و مسلماً خسارت‌هایی را در پی دارد، اما ناگزیر است.
در مورد دخالت والدین، کاملاً موافقم. اما از بین بردن این نگرش نه ساده است و نه ممکن. در مورد جامعه ایران صحبت می‌کنیم. جایی که هیچ کس به دولت و حکومت و هیچ کس دیگر اعتماد ندارد. این موضوع هم به نظرم در آینده حل خواهدشد. مسئله اصلی اهمیت‌زدایی از نخبه‌پروری است.
من مخالف تربیت نخبگان نیستم، اما قطبی شدن به سمت نخبه‌پروری مسئله‌ساز است. تو وقتی در مورد آلمان حرف می‌زنی، جایگاه اجتماعی افراد را هم در نظر بگیر، بعید می‌دانم در آلمان نخبگی یک‌دهم ایران هم مطرح باشد.

شلمانی: آن وقت این رقابت منتقل می‌شود به… مثلاً حیطه موسیقی یا فوتبال!

بزرگ: من مدت کوتاهی در نظام آموزش‌وپرورش به عنوان خبرنگار فعالیت کردم و بعد هم که مسایلش را دنبال می‌کنم. فکر می‌کنم همه این‌ها برای از بین بردن همین رقابتی است که می‌گویی. اما نه کار ساده‌ای است و نه در یک سیستم فاسد، بدون اقدام‌های دفعتی ممکن است.
نمونه‌اش طرح المپیاد ورزشی بود که همه نگرش‌شان این بود که قرار است جایزه بدهند و بعد هم قهرمان المپیک بیرون دهند. اما هدف فقط توجه بیشتر به تربیت بدنی بود. خوب طول می‌کشد تا تغییر کند. اما امر مسلم طرف مقابل که کیسه دوخته‌است، نمی‌‌گذارد این رقابت از بین برود.
این کارها باید خیلی زودتر انجام می‌شد. نگاه کن به همه کسانی که از این راه متمول شده‌اند. یکی از بزرگترین بنرهایی که من به عمرم دیده‌ام بنر گاج بوده‌است.

شلمانی: درست است. این حرف‌ها را قبول دارم. ولی بگذار یک مثال بزنم. مریم میرزا خانی وقتی ۱۲ سالش بود، یک مسئله را با استفاده از خم‌های بیضوی حل کرده‌بود که هیچ‌کدام از معلمانش نمیدانستند چیست. تو با چنین بچه‌ای می‌خواهی چه کار کنی؟ ببندی‌اش به همان گاری‌ای که بقیه دارند به زور می‌کشند؟ آموزش باید خیلی شخصی باشد. با نابود کردن این مدارس آدم‌هایی مثل میرزاخانی دچار مشکلات زیادی خواهندشد.
من فقط در مورد حیطه کاری خودم حرف می‌زنم. من خودم سمپادی نبوده‌ام، ولی همه ریاضیدان‌های فعلی ایران که می‌شناسم سمپادی بوده‌اند. این یعنی خروجی این سیستم برای یک گروه خاص مثبت بوده‌است.

بزرگ: در مورد میرزاخانی گفتی، من معتقدم آمار المپیادهای آموزشی در ایران کاملاً کاذب است و باید بررسی شود. منظورم از کاذب این است که با دیگر معیارهای توسعه نمی‌خواند. وقتی در یک کشور مدارسی هست که کلاس‌هایش در چادر و کپر برگزار می‌شوند، آن کشور نمی‌تواند به پرورش استعدادهای المپیادی بنازد. این خیلی مهم است که نظام آموزشی [ایران] چه قدر نامتناسب رشد می‌کند.
اما نکته مهم این است که المپیادها هم در ایران از زمانی به بعد خیلی ناسالم شدند. مسئله این فسادی است که از این توجه سیستم برمی‌آید.
مسئله این است که در سیاست کلان باید ببینیم اولویت ما چیست؟ هدف از آغاز به کار المپیادهای دانش‌آموزی در ایران- مشخصاً المپیاد ریاضی- این بود که دانش‌آموزان در آن مقطع- سال ۶۳- به سمت علوم ریاضی و مهندسی گرایش پیدا کنند و گرایش به علوم انسانی کم شود تا کشور را بسازند.
این نگرش مهندس‌پروری تماماً در همه ارکان حفظ شد و به رقابت هم دامن زد. چیزی که آمار فاجعه‌باری را به همراه داشت و گفتن ندارد، از اشباعی که در این زمینه هست. پس ما در برابر مریم میرزاخانی، با این تحلیل، خیل عظیم مهندسان بی‌کار را تولید کردیم. [حالا دیگر] اولویت نظام آموزشی امروز پرورش نخبگان نیست. بله انتظار می‌رود نخبگانی این وسط شکوفا نشوند. این هم راه حل دارد. مسئله اول حذف آزمون است و بعد استعدادیابی به شیوه دیگری.
آزمون‌ها حذف می‌شوند، ولی نه آزمون المپیاد حذف می‌شود و نه باشگاه دانش‌پژوهان جوان که مستقل عمل می‌کند.
این استعدادیابی در زمینه ورزشی الآن به صورت خیلی منظم و خوب در آموزش‌وپرورش انجام می‌شود. استعدادیابی والیبال و بسکتبال را نگاه کن.
باز هم می‌گویم هدف نابود کردن نخبگان نیست. هدف این است که همه قرار نیست نخبه شوند.
و بی‌ربط به حرفت، ولی مرتبط با میرزاخانی. می‌دانی که خودش هیچ اعتماد به نفسی در مورد استعداد ریاضی‌اش نداشته‌است و این که خیلی علاقه‌مند بوده‌است نویسنده شود؛ چیزی که ناممکن است از مدارس در بیاید.
دیگر این که کارکرد مشخص این مدارس و چیزی که به آن می‌نازند، قبولی دانشگاه است. باز هم گفتن ندارد که اولاً کیفیت آموزش عالی در ایران آن قدری نیست که ارزش رقابت داشته‌باشد. دوم این که اصلاً بر فرض هم که خیلی کیفیت بالا باشد، نیاز و دلیلی برای دانشگاه رفتن نیست.
این جا نخبه‌پروری مطرح نیست. این جا دروغ است که بیداد می‌کند. تقاضای کاذب ایجاد می‌کند.

شلمانی: این‌هایی که می‌گویی کاملاً درست است و قبول دارم. وقتی مدرسه کپری در این مملکت هست، یعنی یک جای کار اشکال اساسی دارد و این رقابت مریضی که بین والدین هست برای این‌که بچه‌هاشان را با هم مقایسه کنند مسئله خیلی جدی‌ای شده‌است. ولی این را هم باید در نظر داشت که بدون نخبه‌پروری نمیتوانیم کار تولید کنیم. من خودم با از بین بردن این مدارس به این شکل مریضی که الآن وجود دارد، موافقم ولی باید حتماً یک جایگزین مناسب برای آن‌ها پیدا کنیم که بچه‌هایی مثل میرزاخانی اسیر یک سیستم کند و ملال‌آور نشوند.

بزرگ: بستر برای به وجود آمدن میرزاخانی‌ها از بین نمی‌رود. من باز هم تأکید می‌کنم، باشگاه دانش‌پژوهان جوان که برگزارکننده المپیادهای علمی است، هنوز به کار خودش ادامه می‌دهد و مستقل از آموزش‌وپرورش هم عمل می‌کند.
استعدادیابی هم اتفاقاً معمول از طریق این آزمون‌های کاذب چهارجوابی انجام نمی‌شود.
نکته دیگر هم توزیع بودجه آموزش و پرورش است. آموزش‌وپرورش بیشتر بودجه‌اش صرف حقوق و دستمزد کارکنانش می‌شود و عملاً هیچ بودجه‌ای برای این مدارس ندارد و این باز به فساد دامن می‌زند.

شلمانی: کلاً من رقابت به آن شدت را در مدارس سمپاد مریض می‌بینم، ولی عین همان رقابت را در فوتبال هم داریم بین بچه‌ها که خیلی هم جدی‌تر گرفته می‌شود. چرا در فوتبال این مشکل نباید جدی گرفته شود، ولی در آموزش باید با آن برخورد شود؟

بزرگ: من موافقم که همه جا جدی گرفته‌شود. مهم‌تر از آن در زندگی روزمره جدی گرفته‌شود که کابینت و مبلمان‌شان را با هم مقایسه نکنند. اما آموزش‌وپرورش به عنوان اولین دریچه ورود به اجتماع نقش کلیدی دارد. اولین مواجهه ما با اجتماع از این رهگذر است. پس باید از این جا آغاز کنیم و به تدریج باقی را هم اصلاح کنیم.

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی