امروز

چهارشنبه, ۴ مهر , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۶:۵۹ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

مصاحبه و تنظیم: مهرداد بزرگ

در پی فراخوان «در مدرسه شما چه گذشت؟» با آقای رحمان عابدی از آموزگاران سمپاد که خود کتاب‌هایی برای آمادگی آزمون ورودی سمپاد نوشته‌است و در آموزشگاه‌ها نیز به تدریس ورودی سمپاد مشغول است، به گفت‌وگو نشسته‌ایم و نظر ایشان را در مورد ابعاد مختلف مصوبه حذف آزمون‌های ورودی مدارس خاص و همین طور هویت و ماهیت مدارس سمپاد، جویا شده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

پرسش: آقای عابدی از این که دعوت ما را پذیرفتید سپاسگزارم. پیش از هر چیز خودتان را معرفی کنید و کمی از سوابق کاری خود بگویید.

پاسخ: بنده رحمان عابدی هستم. خوشحالم از این که شما هم دغدغه آموزش‌وپروش را دارید. بنده در سال ۸۵ وارد تربیت معلم شهید بهشتی تبریز شدم و با کاردانی آموزش ابتدایی فارغ‌التحصیل شدم و در رشته مهندسی صنایع دانشگاه زنجان قبول شدم. بعد از کارشناسی وارد دانشگاه خوارزمی تهران شدم و با فوق لیسانس مهندسی صنایع فارغ‌التحصیل شدم. بنده در حوزه تألیف سه کتاب تیزهوشان برای دانش‌آموزان ششم و هفتم داشته‌ام و برای سه سال متوالی پژوهنده برتر استان البرز بوده‌ام. در شاخه‌های مختلف آموزشی مثل الگوهای برتر تدریس و درس‌پژوهی هم مقام‌های استانی داشته‌ام.

دغدغه من هم آموزش‌وپرورش است و از ابتدا هم هر چه خوانده‌ام، خواسته‌ام در حوزه آموزش فعال باشم. در مدارس غیرانتفاعی، مدرسه شهید باهنر۴ و مدارس دولتی دیگر تدریس داشته‌ام. از اول ابتدایی تا پایه نهم، همه پایه‌ها را تدریس داشته‌ام و تقریباً با کم و کیف تمام موارد آموزشی در متوسطه اول و ابتدایی آشنا هستم. سپاسگزارم از وقتی که در اختیار من می‌گذارید.

پرسش: موضوع اصلی بحث ما مصوبه اخیر آموزش‌وپرورش در مورد حذف آزمون از ورودی مقطع هفتم است. اگر ممکن است نظرتان را در مورد ابعاد مثبت و منفی این مصوبه روی آینده نظام آموزشی، نحوه استعدادیابی و همچنین رشد دانش‌آموزان مستعد بگویید.

پاسخ: این مصوبه اخیر آموزش‌و‌پرورش دو بعد می‌تواند داشته‌باشد. این که هدف ما حذف آزمون‌های ورود به مدارس است یا حذف مدارس سمپاد است. این دو موضوع کاملاً از هم جدا هستند. بنده به عنوان کسی که سال‌هاست در آموزشگاه‌ها ورودی تیزهوشان را درس می‌دهم و واقعاً حذف این آزمون‌ها به لحاظ مالی به من آسیب می‌زند، ولی من کاملاً موافق حذف این آزمون‌ها هستم. این آزمون‌ها متأسفانه گردش مالی خیلی بالایی دارد و مافیای خیلی بزرگی برای خودش درست کرده‌است. کتاب‌های کمک‌آموزشی‌ای که در حال تألیف هستند و تألیف شده‌اند، اصلاً به درد دانش‌آموزان نمی‌خورند و واقعاً دارند تست‌زنی را در دانش‌آموزان تقویت می‌کنند و هیچ مفهومی داخل این کتاب‌ها نیست.

ولی از طرف دیگر، وجود مدارس سمپاد، یعنی پرورش استعدادهای درخشان در کشور ما واقعاً ضروری است. این که ما در مورد مدارس تیزهوشان، با نگاهی سطحی به این مسئله نگاه کنیم و بگوییم که مدرسه تیزهوشان این ایرادها را دارد و از طرف دیگر افراد دیگر بگویند، تنها این مزیت‌ها را دارد، کار درستی نیست و ما نباید این مسئله را به صورت صفر و یک یا سفید و سیاه در نظر بگیریم. البته مدارس سمپاد هم نکات مثبت و هم نکات منفی دارند که نیاز به بررسی دارند.

این مصوبه اخیر شورای معاونی یا شورای عالی آموزش‌‌وپروش در مورد مدارس سمپاد، جایگزینی که معرفی می‌کند طرح شهاب است. طرح شهاب به نظر من، هنوز به خوبی جا نیفتاده‌است. من به عنوان کسی که هنوز در مدارس ابتدایی هم درگیر هستم، هنوز معلمان ما در مورد این طرح یعنی طرح شهاب شناخت کافی ندارند. اگر ما برای دو سال بعد، سه سال بعد نظرمان این است که با طرح شهاب بخواهیم دانش‌آموزی را انتخاب کنیم به نظر من بودن آزمون بهتر از این مدل طرح شهاب است. البته اگر طرح شهاب بتواند دانش‌آموزان را در ابعاد مختلف شناسایی و هدایت کند، بسیار عالی است.

از ابعاد مثبت طرح هم می‌توانیم برای آینده کشور این را از الآن ببینیم و روشن است که اگر این دانش‌آموزان به خوبی بتوانند در کنار دانش‌آموزان عادی ما پرورش پیدا کنند، بسیار عالی است و نیاز به جداسازی نیست. ولی واقعیت این است که الآن زیربنای آموزشی کشور ما چندان مناسب نیست. ما مدارس دولتی نداریم که این دانش‌آموزان ما در این سطحی که نیازشان است پیشرفت کنند. بنا بر این به نظر من، اگر این دانش‌آموزان به حال خود رها شوند، حتماً به مدارس غیرانتفاعی با ویترین‌های سمپاد جذب خواهندشد و البته دیگر نخبه‌پروری نخواهیم‌داشت.

پرسش: کمی به طرح شهاب بپردازیم. آیا این‌طور به نظر می‌رسد که طرح شهاب می‌خواهد پرورش استعدادهای درخشان را خارج از نظام مألوف آموزش‌وپرورش انجام دهد؟

پاسخ: با توجه به این که طرح شهاب برای سال سوم یا چهارم است که در حال اجرا است، به نظر می‌رسد این مصوبه‌ای که هم‌اکنون در حال اجرایی شدن است، طرح الآن نیست و آموزش‌وپرورش ما از سه سال پیش به فکر حذف مدارس سمپاد بوده‌است. و اما در مورد طرح شهاب با توجه به صحبت‌ها و پی‌گیری‌هایی که داشتیم، به نظر می‌رسد که طرح شهاب اصلاً در نظر ندارد که دانش‌آموزان را در محیط جداگانه‌ای پرورش دهد و هدف اصلی‌اش این است که تنها به نیازهای این دانش‌آموز در کنار دانش‌آموزان دیگر، توجه ویژه‌ای داشته‌باشیم و به نظر من این کار، کار فوق‌العاده مشکلی است.

اگر چه اجرایی کردن طرح شهاب، یعنی شناسایی دانش‌آموزان در مدارس ابتدایی کار فوق‌العاده سختی است و مستلزم این است که همه معلمان ما در مورد طرح شهاب و نحوه گزینش دانش‌آموزان باید توانایی فوق‌العاده بالایی داشته‌باشند، اما مشکل از آن جایی شروع می‌شود که این دانش‌آموزان شناسایی شدند. آیا در متوسطه اول ما دبیرانی داریم که بتوانند تمام دانش‌آموزانی را که استعداد‌های خاصی دارند، در تمامی کلاس‌ها هدایت کنند. با توجه به این که طرح شهاب می‌خواهد دانش‌آموزان را در بین سایر دانش‌آموزان پرورش دهد، آیا تمام معلمان ما این توانایی را دارند و ما این توانایی را در معلمان خود ایجاد کرده‌ایم؟

پرسش: بله این انتقادها مطرح است و به‌جاست و به هر حال، طرح شهاب تازه به اجرا درآمده‌است و هنوز ابعادش مشخص نیست. با این حال، مایلم بیشتر از تجربه خودتان در مواجهه با طرح شهاب بگویید، از اهدافش و این که تا چه حد موفق بوده‌است و این که آیا این کاستی که شما در معلم‌ها مطرح کردید، تنها راه کارش وجود سمپاد است؟ با توجه به این که سمپاد تبدیل به الگویی می‌شود که نظام آموزشی را قطبی می‌کند، آیا این راه‌کار می‌تواند مثمر ثمر باشد؟

پاسخ: ببینید من هدفم توهین به همکاران خودم نیست. من خودم دوازده، سیزده سال است که در این آموزش‌و‌پرورش هستم و من واقعاً این آموزش‌وپرورش را دوست دارم و به‌اش واقعاً علاقه دارم. ولی وقتی همکار من می‌گوید این حقوقی که من دریافت می‌کنم به ازای رفتن به مدرسه است و نه تدریس؛ یعنی به کرات من این را شنیده‌ام که همکاران می‌گویند مبلغی که دریافت می‌کنیم به اندازه‌ای است که ما می‌رویم و می‌رسیم به مدرسه و از آن به بعدش فی‌سبیل‌الله است. با این دیدگاه ما به هیچ عنوان نمی‌توانیم در مدارس دولتی‌مان نخبه‌پروری کنیم.

پرسش: به نکته خوبی اشاره‌ کردید. اتفاقاً جای خوبی است که در مورد این بحث کنیم که آموزش‌وپرورش ما بودجه زیاد و درستی ندارد و حقیقتش این است که همین قدر هم که کارهای متفرقه به جز حقوق و دستمزد کارکنانش را پرداخت می‌کند، شاید بیشتر از توانش باشد. آیا با این وضعیت که آموزش‌وپرورش بودجه کافی برای پشتیبانی از طرح‌هاش ندارد، هم‌چنان اولویت با این است که ما برویم به سمت این که مدارسی داشته‌باشیم که بودجه‌ای مضاعف براشان اختصاص دهیم و در مقابل هم‌چنان نارضایتی معلمان را داشته‌باشیم که روی کیفیت کارشان تأثیر می‌گذارد و از طرف دیگر بحث عدالت آموزشی هم مطرح می‌شود. این که ما در مناطق محروم داریم مدارسی که هیچ استانداردی ندارند و هیچ امکاناتی ندارند. این‌ها را چه طور می‌شود در نظر گرفت. البته این‌ها بحث‌هایی است که شاید کارشناسی باشد و موضوع این مصاحبه نباشد، اما چون مطرح کردید، خواستم نظرتان را بدانم.

پاسخ: این که در مورد آموزش‌وپرورش و وضعیت معیشتی معلمان، خواسته همه معلم‌هاست و ارتقای کیفیت آموزشی درخواست همه مردم ایران است و همه‌ آن‌هایی که به نوعی با آموزش‌وپرورش درگیرند. چه اولیا باشند، چه معلمان باشند و چه این که هر سیستم دیگری باشد. این خواسته همه مردم است. اما سؤال این جاست که آیا ما باید این مدارس را حذف کنیم، بعد به فکر ارتقای آموزش باشیم یا این که اول باید زیربنای آموزش‌وپرورش را تقویت کنیم و آموزش را ارتقا دهیم، بعد به فکر حذف این مدارس باشیم. به نظر می‌رسد اگر مدارس ما از کیفیت آموزشی و پرورشی مناسبی برخوردار باشند، هیچ اولیایی رغبت نشان نمی‌دهد که وارد این مدارس شود. حتماً وقتی این همه اولیا… این همه آزمون‌های ورودی تیزهوشان برگزار می‌شود، با هزینه‌های گزافی که در آموزشگاه‌ها انجام می‌دهند، تا وارد این مدارس شوند، حتماً اولیای ما از وضعیت آموزشی کشور ما رضایت کافی را ندارند.

پرسش: سؤال دیگر من این بود که چه طور می‌شود طرح شهاب را بهینه‌تر اجرا کرد یا هر طرح دیگری که جایگزین آزمون‌های سمپاد برای پرورش استعدادها یا استعدادیابی باشد و این که آیا لازم است که استعدادیابی به صورت مشخص از همان پایه دبستان اتفاق بیفتد و آیا این امکان وجود ندارد که در دیگر برنامه‌هایی چون آزمون‌های المپیاد و باشگاه‌ دانش‌پژوهان جوان به کشف استعدادها بپردازیم؟

پاسخ: البته که راه‌های مختلفی برای شناسایی استعدادهای دانش‌آموزان وجود دارد و این آزمون‌هایی که هم‌اکنون برای انتخاب دانش‌آموزان برای مدارس سمپاد برگزار می‌شود، واقعیت این است که فقط درجه علمی دانش‌آموزان؛ یعنی قوت علمی و تست‌زنی دانش‌آموز را می‌سنجد. این را همه‌مان می‌پذیریم. چون در مورد ابعاد هوش دانش‌آموز، بعدهای مختلف دیگری هم هست که قابل سنجش با آزمون‌های برگزارشده نیست. منتها این که آیا طرح شهاب ما هم این توانایی را دارد و آیا طرح شهاب ما هم می‌تواند این کار را انجام دهد؟ طرح شهابی که واقعیتش این است که همکاران ما نهایتاً سی‌و‌دو ساعت و یا چهل ساعت این دوره را گذرانده‌اند و این اتفاق توسط مشاور نواحی ما افتاده‌است، آیا این طرح هم‌اکنون قابل اجرا است؟ آیا معلمان ما هم‌اکنون به این درجه از شناخت از طرح شهاب رسیده‌اند که بتوانند دانش‌آموزان ما را شناسایی کنند و ما مطمئن هستیم که این طرح شهاب جای هیچ سوءتفاهمی برای انتخاب دانش‌آموزان ندارد و مانند آزمون‌ها، شاخص خاصی را اندازه‌گیری نمی‌کند و نظر شخصی معلم در این انتخاب ما دخیل نخواهدبود؟

پرسش: اگر موافق باشید در مورد بحثی که مطرح شد یک جمع‌بندی داشته‌باشم، چون بحث مهمی است و در واقع محور اصلی بحث ماست. این که ما هنوز زیرساخت‌های لازم را نداریم که ارزیابی نخبه‌ها یا استعدادهامان را به صورت کیفی و آن طور که در طرح شهاب هست به صورت توصیفی انجام دهیم و معلم‌ها و نظام‌ آموزشی‌مان هم آمادگی آن را ندارند و به نظر می‌آید با توجه به گفته‌های شما، ارزیابی‌تان این است که حذف آزمون یا حذف سمپاد در این شرایط، حذف شتابزده است. این ارزیابی من است، اگر موافق باشید، من بحث بعدی را مطرح کنم.

پاسخ: البته من با حذف آزمون‌ها موافقم. با حذف خود آزمون‌ها موافقم. ولی در شرایط کنونی، موافق حذف مدارس سمپاد نیستم.

پرسش: بله متوجه منظور شما هستم و بحث درستی است و شاید در ادامه اگر فرصت شد به آن بازگردیم. اما بحث بعدی در مورد ماهیت سمپاد است. با توجه به تجربه‌ای که خودتان داشته‌اید، مایلم بدانم نظر شما در مورد این انگاره‌هایی که در مورد سمپاد وجود دارد، چیست؟ مثلاً این سؤال مطرح است که آیا همه کسانی که وارد سمپاد می‌شوند، تیزهوش و نخبه هستند؟ این روند طی سالیانی که شما خودتان با سمپادی‌ها در ارتباط بوده‌اید و ورودی‌های جدید سمپاد را دیده‌اید چه تغییری کرده‌است؟ یعنی آیا آزمون‌ها و شیوه ارزیابی تغییر کرده‌است و یا رقابت بیشتر شده‌است و این رقابت به شکل کاذب بوده‌است و سطح ورودی سمپاد تغییر کرده‌است و یا اینکه نه اصلاً تغییری نکرده‌است و این تنها یک انگاره ذهنی است که از بیرون سمپاد وجود دارد؟

پاسخ: البته آزمون‌ها در حال استاندارد شدن بود؛ یعنی رو به بهبود بودند. ولی واقعیت این است که همه دانش‌آموزانی که وارد سمپاد می‌شوند، واقعاً تیزهوش نیستند. خیلی‌هاشان با تزریق منابع مختلف و هزینه‌های گزافی که انجام می‌دهند وارد این مدارس می‌شوند و واقعیت این است که اولیای پی‌گیری دارند و خیلی دانش‌آموزان سخت‌کوشی هستند تا تیزهوش و شاید نصف دانش‌آموزان و شاید هم کم‌تر واقعاً تیزهوش هستند.

اما شیوه گزینش دانش‌آموزان‌مان، واقعاً مناسب نیست؛ یعنی همه ساله در کل مدارس اگر بررسی انجام شود، [معلوم می‌شود] که همه دانش‌آموزان تیزهوش نیستند و شاید دانش‌آموزانی داریم که از سطح دانش‌آموزان مدارس عادی هم پایین‌تر باشند.

ولی کارکرد مدارس سمپاد طوری است که تعمیق در یادگیری را واقعاً انجام می‌دهند. دانش‌آموزان در همه ابعاد دارند کار می‌کنند و چون علاقه‌مند به این موضوع هم هستند، واقعاً در حال پیشرفت هستند، چه در بعد پرورشی، چه در بعد پژوهشی، چه در کارهای فنی و در امر تدریس و آموزش و یادگیری هم که دیگر جای بحث کردن وجود ندارد.

پرسش: با این حال می‌شود نتیجه گرفت که به هر حال سمپاد ورودی‌های نامتعادلی دارد که ممکن است استعدادشان خیلی هم بیشتر از بقیه نباشد، ولی شیوه آموزشی‌ای دارد که هر ورودی‌ای که داشته‌باشد، می‌تواند به یک سطحی برساندش، یعنی در‌واقع این ارزیابی غلط است، ولی شیوه سمپاد طوری است که می‌تواند هر ورودی‌اش را تا حدی بالا بکشد، درست است؟

پاسخ: البته نه این که هر دانش‌آموزی وارد این مدارس شود، می‌تواند به آن سطح مطلوب برسد، ولی خب دانش‌آموزانی که با سطح پایین‌تر وارد این مدارس می‌شوند، می‌توانند در حد یک دانش‌آموز عادی مدارس دولتی عادی ما بالا بیایند. ولی دانش‌آموزانی که ضریب هوشی بالایی دارند، پیشرفت فوق‌العاده و چشم‌گیری خواهندداشت.

پرسش: همین جا یک سؤال مطرح می‌شود. این که چه قدر تنش و فشار روانی به دانش‌آموز سمپادی وارد می‌شود؟ مثلاً همین‌طور که می‌گویید دانش‌آموزانی هستند که نتایج‌شان نشان می‌دهد که المپیادی می‌شوند و دانشگاه‌های خوبی قبول می‌شوند و بعد از آن هم ممکن است دانشمندان خوبی شوند و در کنارشان دانش‌آموزی قرار می‌گیرد که سطح پایین‌تر دارد و شما خودتان می‌گویید در سطح دانش‌آموز متوسط مدارس عادی است و مدام با آن‌ها مقایسه می‌شود. این امر چه فشار روانی به این دانش‌آموزان وارد می‌کند؟ از تجربه خودتان در این مورد بگویید. آیا این فشار روانی و تنش در مدارس سمپاد، آن طور که گفته می‌شود زیاد است یا این که نه چیزی نیست که خیلی قابل اعتنا باشد؟

پاسخ: ببینید ورود دانش‌آموزان به این مدارس و آزمونی که برگزار می‌شود، حتماً استرس‌زا است. یعنی تمام دانش‌آموزانی که برای ورود به این مدارس در تلاش هستند، حتماً استرس دارند. ولی دانش‌آموزی که وارد این مدرسه شد، من احساس نمی‌کنم استرسی داشته‌باشد. مدارس سمپاد ما در مرحله اول کتاب‌های وزارتی را آموزش می‌بینند و برای ادامه تحصیل در مدارس سمپاد، مسلط بودن به کتاب وزارتی کافی است و ادامه بحث‌مان که کتاب‌های تکمیلی‌مان هستند، دانش‌آموزان را از بقیه جدا می‌کنند. البته کتاب‌های تکمیلی ما هم به اندازه‌ای هستند که دانش‌آموزان عادی هم می‌توانند نصف آن را یاد بگیرند. کتاب‌های تکمیلی را اگر ورق بزنید، پروژه‌هایی دارند که حتی معلمان ما هم بعضی مواقع امکان حل سؤال‌های آن را ندارند و به عنوان پروژه به دانش‌آموز واگذار می‌شود و دانش‌آموزان در قالب پژوهش به بررسی این مسئله‌ها می‌پردازند. فکر نمی‌کنم این موضوعی که شما فرمودید که مقایسه می‌شوند دانش‌آموزان سمپادی با هم‌دیگر، زیاد جای بحث داشته‌باشد. چون در مدارس عادی هم همین موضوع هست، بالاخره دانش‌آموزان ضعیف‌تر با دانش‌آموزان قوی‌تر در هر مدرسه‌ای مقایسه می‌شوند و یکی از روش‌های سنجش است. یعنی یکی از روش‌های سنجش ما خودسنجی است. یکی از روش‌های سنجش ما دگرسنجی است و هم‌سان‌سنجی است و در هر مدرسه‌ای هم هم‌سان‌سنجی وجود دارد و حتماً در مدارس سمپاد هم وجود دارد.

پرسش: این بحثی است که البته هدف حذف این ‌آزمون‌ها هم بوده‌است و این که آزمون‌ها استرس‌زاست، این استرس را تا حدی وارد دوره‌های پس از آن ‌هم خواهدکرد. من بیشتر از این به این بحث نمی‌پردازم و بیشتر می‌خواستم از تجربه خودتان بپرسم. چون من طی روزهای گذشته هم از طرف دانش‌آموزان سمپاد و هم از طرف دانش‌آموختگان سمپاد پیام‌هایی دریافت کرده‌ام یا بحث‌هایی داشته‌ام که می‌گفتند ما تحت فشار بودیم، انتظارات از ما بالا بود و استرس به ما زیاد وارد می‌شد یا الآن هم می‌شود. از این بحث که بگذریم. سؤال دیگری که می‌خواستم از شما بپرسم، این است که تأثیر این تنش یا استرس یا هر چه اسمش را بگذریم، در رقابت با سمپادی‌ها چه گونه است؟ یعنی در رقابت دیگر دانش‌آموزان، دانش‌آموزان دیگر مدارس، آیا شما تجربه‌ای در برخورد با بقیه دانش‌آموزان داشته‌اید که خودشان را با سمپادی‌ها مقایسه کنند و تجربه شکست‌ داشته‌باشند از ورود به سمپاد و این باعث شده‌باشد که دچار افسردگی یا مسایل روانی دیگری شوند؟

پاسخ: بله مسلماً دانش‌آموزانی که از ورود به مدارس سمپاد باز می‌مانند، حتماً اولین شکست زندگی خودشان را تجربه می‌کنند و این برای دانش‌آموزانی که در این مدارس وارد نمی‌شوند، واقعاً سخت است و من خودم دانش‌آموزان این‌ چنینی را داشته‌ام. در مورد دانش‌آموزان سایر مدارس و مقایسه خودشان با دانش‌آموزان سمپاد، این هم وجود دارد. من الآن در مدارس غیرانتفاعی که تدریس می‌کنم، مدام از من سؤال می‌کنند که آقا من بهترم یا دانش‌آموز سمپادی بهتر است و این رقابت همیشه وجود دارد. البته دانش‌آموزانی که نتوانسته‌اند در مرحله اول؛ یعنی پایه ششم وارد سمپاد شوند، به طبع استرس‌شان دوباره وجود دارد برای ورود به متوسطه دوم. به نظر من با حذف مدارس سمپاد در متوسطه اول، این استرس از پایه پنجم و ششم به پایه هفتم و هشتم و نهم انتقال پیدا می‌کند و این استرس از بین نخواهد رفت و ایده‌آل این است که مدارس سمپاد چه در متوسطه اول و چه در متوسطه دوم وجود نداشته‌باشد، به شرطی که تمام مدارس ما در سطح مدارس سمپاد کار کنند.

پرسش: سؤال دیگر در مورد عمل‌کرد کلی سمپاد است. شما دست‌آورد اصلی سمپاد را در چه می‌دانید، آیا سمپاد واقعاً به پرورش استعدادها می‌پردازد و یا نه، تنها دریچه‌ای است برای ورود تضمین‌شده‌تر به دانشگاه؟

پاسخ: خب هدف غایی همه دانش‌آموزان و اولیای ما این است که وارد دانشگاه شوند. البته این هدف اولیای ما است. هدف آموزش‌وپرورش تا متوسطه دوم این است که دانش‌آموزان را برای زندگی اجتماعی آماده کند تا در این جامعه زندگی کنند. ولی خب هدف ما از نخبه‌پروری چیست؟ قرار است این نخبه در جامعه ما چه کاری کند؟ از یک طرف ما می‌خواهیم صنعت‌مان بهتر شود، خب آیا مدارس ما این توان را دارند؟ مدارس عادی ما این توان را دارند؟ خب هر چند که ممکن است مدارس سمپاد هم در این حوزه خیلی موفق نبوده‌باشند، ولی مسلماً مدارس عادی ما خیلی خیلی ضعیف‌تر از مدارس سمپادند.

پرسش: این جا بحثی مطرح می‌شود. این که گفته می‌شود دانش‌آموزان سمپادی تک‌بعدی‌اند و این تقریباً می‌شود گفت در مورد تمامی دانش‌آموزان تسری داده می‌شود. اگر سمپاد را الگو بگیریم، همان‌طور که گفتید که دیگران هم خودشان را با سمپاد مقایسه می‌کنند، در سطح مدرسه‌ها یا در سطح دانش‌آموزان. این تک‌بعدی بودن نه به معنای این که فقط درس می‌خوانند، اما نگاه‌شان معطوف به درس و دانشگاه رفتن است. نمی‌گویم دانشگاه رفتن بد است، ولی به هر حال قرار نیست همه هم بروند دانشگاه و چرا باید بروند دانشگاه؟ این سؤال همیشه مطرح است که آیا ما فقط دکتر و مهندس می‌خواهیم یا این که نه افراد هنرمند هم باید باشند و این که آیا همه این‌ها در دانشگاه حاصل می‌شود؟ آیا شما قبول دارید که دانش‌آموزان سمپاد تک‌بعدی هستند؟

پاسخ: این مطلب واقعاً برای من سنگین است. یعنی اجحافی در حق دانش‌آموزان سمپاد است. دانش‌آموزان سمپاد در مقایسه با سایر دانش‌آموزان مدارس ما چی کم دارند و از چه لحاظی کمبود احساس می‌شود که ما می‌گوییم تک‌بعدی‌اند؟ تمام دانش‌آموزان سمپاد ما، حداقل مدارس عادی را دارند و این بحث، واقعاً بحث خوبی نیست. جالب نیست که این موضوع را در مورد دانش‌آموزان سمپاد ما ادامه دهیم. در واقع دانش‌آموزان سمپاد ما، من بارها دیده‌ام هم در مباحثه؛ یعنی بحث کردن خیلی مسلط‌اند، هم در امر پژوهش خیلی مسلط‌اند. در عمل‌کرد و کارهای فنی فوق‌العاده هستند. دانش‌آموزان ما در حوزه تفکر و پژوهش، در حوزه فن‌آوری، واقعاً حرف اول را می‌زنند. این که ما بگوییم دانش‌آموزان سمپاد ما تک‌بعدی هستند، آیا مدارس عادی ما و سایر مدارس ما مشخصه‌ای دارند که دانش‌آموزان سمپادی ما ندارند؟ البته اگر بحث این باشد که این دانش‌آموزان هدف‌شان ورود به دانشگاه است، خب تمام دانش‌آموزان مدارس ما هدف‌شان این است و این‌جا ممکن است ذره‌ای پررنگ‌تر باشد. در واقع حوزه پرورشی مدارس سمپادمن مستند می‌توانم حرف بزنمواقعاً قوی است. حوزه پژوهش مدارس سمپاد فوق‌العاده کار می‌کنند. البته انتظار هم همین است. دانش‌آموزان سخت‌کوش و اولیای پی‌گیر و دانش‌آموزان با ضریب هوشی خوبی که وارد این مدارس می‌شوند، انتظار این چنینی هم ازشان می‌رود. ولی واقعاً این بحث که دانش‌آموزان سمپاد ما تک‌بعدی هستند، در کدام مقایسه؟ با کی مقایسه می‌کنند که این بحث را می‌کنند؟ واقعاً جای سؤال است.

پرسش: من ناراحتی شما را درک می‌کنم، ولی این چیزی است که من با توجه به دریافت‌هام و چیزهایی که مشاهده کرده‌ام، از دیگرانی که فارغ‌التحصیل بوده‌اند، یا با سمپاد در ارتباط بوده‌اند یا هنوز دانش‌آموز سمپاد هستند، گفتم. ولی بحث اصلی این نیست که دانش‌آموز سمپاد در مقایسه با دانش‌آموزان مدارس دیگر تک‌بعدی است یا نه، بحث این است که اگر سمپاد را الگو بگیریم برای دیگر مدارسهمان طور که خود شما گفتید که دیگر مدارس هم شبیه سمپاد شوند؛ یعنی امکانات‌شان در آن سطح باشد که مثل سمپاد شوندآیا ما این را می‌پذیریم که این الگو ما را ببرد به این سمت که نگاه فقط معطوف به این باشد که دانش‌آموز فقط به بعد آموزشی بپردازد و این بعد آموزشی هم معطوف به دانشگاه رفتن باشد؟ البته شما فرمودید که نگاه پرورشی در سمپاد قوی است. به هر حال بحث اساسی این نیست که مقایسه کنیم. بحث این است که رویکرد اصلی چیست؟ رویکرد اصلی را سمپاد بر این قرار می‌دهد که تنها به سمت آموزش برود یا نه تمامی ابعاد را در نظر بگیرد؟

بحث دیگری هم این‌ جا مطرح می‌شود که آیا شما سمپاد را الگوی دیگر مدارس می‌دانید یا دیگر مدارس سمپاد را الگوی خود می‌دانند و این که آیا چنین نگاهی درون بدنه سمپاد هست و ترویج می‌شود؟

پاسخ: مسلماً مدارس سمپاد خیلی ایرادات دارند و هنوز مدارس سمپاد ما ایده‌آل نیستند و این که ما بگوییم مدارس سمپاد ما الگویی برای سایر مدارس باشند، نه این خوب نیست؛ یعنی مدارس سمپاد ما هم هنوز با آموزش ایده‌آل و پرورش ایده‌آلی که ما مد نظرمان است، قرار ندارند. ما باید کلیه حوزه‌هامان را تغییر دهیم؛ حوزه مدارس سمپاد هم به همین نحو؛ یعنی مدارس سمپاد ما مثل سایر مدارس هستند، فقط اندکی متفاوت‌تر و این بحثی که مثلاً ما دانش‌آموزان را از همان ابتدا بشناسیم، [با توجه به این که] مدارس سمپاد ما در الگوها و بحث‌های نظری بیشتر فعالند و سایر حوزه‌ها هم کنارشان هستند، در حالی که به نظر خود من، دانش‌آموز باید از همان ابتدا توانایی‌ها و علاقه‌مندی‌هاش را بشناسد و از همان ابتدا با سمت‌ و سویی که نظام آموزشی ما می‌دهد پیش رود و این در سمپاد هم وجود ندارد و کلاً در هیچ یک از مدارس کشور ما وجود ندارد.

به نظر من کل نظام آموزشی ما باید تغییر کند و این تنها مدارس سمپاد نیستند [که باید تغییر کنند]. با حذف مدارس سمپاد، آیا مدارسی که شبیه سمپاد هستند هم ضعیف‌تر خواهندشد؟ یا این که الگو از مدارس سمپاد به سوی مدارس غیرانتفاعی یا به عبارت دیگر مدارس برند نخواهدرفت؟

پرسش: خب این بحثی جدی است که سؤال آخر من هم به همین موضوع برمی‌گردد. به هر حال وزیر حرف‌هایی زده‌است در مورد این که بعد از این ما می‌رویم به این سمت که با سازمان سنجش رایزنی کنیم، حالا این که چرا سازمان سنجش باید محل رایزنی آموزش‌وپرورش باشد، این هم خودش جای بحث دارد که سال‌ها هم مطرح بوده‌است. ولی ورای آنالبته تا حد زیاد هم در بحث‌تان این را پوشش دادیدبا توجه به این که سمپاد یا مدارس خاص اکثراً روی رشته ریاضی و تجربی کار می‌کنند و رشته‌های علوم انسانی و هنر اصلاً ندارند، اگر شما با دانش‌آموزی مواجه شوید که در این زمینه مستعد است، آیا او را ترغیب می‌کنید که از سمپاد برود و علاقه‌مندی‌اش را دنبال کند یا این که نه به او می‌گویید که تنها به صورت فعالیتی فوق‌ برنامه به آن بپردازد؟

پاسخ: من پیش از این هم عرض کردم که از نظر من ایده‌آل این است که دانش‌آموز از همان ابتدا، علاقه‌مندی‌ها و توانمندی‌های خودش را بشناسد و در همان حوزه هدایت شود. ولی این که دانش‌آموزی مثلاً علاقه‌مند به رشته تجربی است، ما به اجبار نمی‌توانیم این دانش‌آموز را به مدارس فنی‌مان بفرستیم. مسلماً کلیه دانش‌آموزان کشور ما ابتدا رشته تجربی یا ریاضی را انتخاب می‌کنند، بعد اگر نتوانستند سراغ رشته انسانی می‌روند و سپس در مراحل آخر سراغ رشته‌های فنی می‌روند. این خودش درد بزرگی است که رشته‌های فنی ما ضعیف‌ترین دانش‌آموزان را جذب می‌کنند. از طرف دیگر وقتی از عدالت آموزشی صحبت می‌کنیم، می‌گوییم بودن مدارس سمپاد عدالت آموزشی است و بعضی‌ها می‌گویند نبودن این مدارس عدالت آموزشی است، خب این که ما در پایان پایه نهم و در موقع انتخاب رشته، دانش‌آموز را به اجبار به رشته خاصی سوق دهیم، به نظر من این هم جزء عدالت آموزشی حساب نمی‌شود. اگر چه که درستش هم همین است که به تعداد مورد نیازمان در هر رشته دانش‌آموز جذب کنیم و به نظر من، سمپاد هم همین حکم را می‌تواند داشته‌باشد.

پرسش: به عنوان آخرین سؤال که فکر می‌کنم خیلی هم براتان مهم باشد، آینده سمپاد و پرورش استعدادهای درخشان را پس از حذف آزمون‌های ورودی چه طور می‌بینید و این که آینده نظام آموزش‌وپرورش را بدون سمپاد چه طور می‌بینید؟

پاسخ: پاسخ به این سؤال شما اما و اگر دارد. شرط دارد. حذف مدارس سمپاد با ادامه وضع فعلی یا ادامه سمپاد با تقویت مدارس عادی؟ اگر با همین روالی که داریم ادامه دهیم و این مدارس حذف شوند، مسلماً دانش‌آموزان خوب ما که مستعد هستند و در آینده کشور ما می‌توانند مثمر ثمر باشند، واقعاً از بین خواهندرفت و جذب مدارس غیرانتفاعی خواهندشد که فقط ویترینی از مدارس خوب را دارند و خیلی هم خوب نیستند. ولی اگر با تقویت مدارس عادی باشد و این دانش‌آموزان ما بتوانند در کنار سایر دانش‌آموزان و با دبیرانی مجرب ادامه کار دهیم، مسلماً این دانش‌آموزان خواهندتوانست سایر دانش‌آموزان را هم در سطح بهتری قرار دهند و این وضعیت خوب است. اگر چه همان طور که می‌گویید، دانش‌آموزان با هم مقایسه می‌شوند، این مقایسه در مدارس عادی بین دانش‌آموزانی که باید در سمپاد قرار می‌گرفتند و هم‌اکنون در مدارس عادی ما مشغول به تحصیل هستند وجود خواهدداشت.

پرسش: خیلی سپاسگزارم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. اگر نکته دیگری به نظرتان می‌رسد که در خلال بحث جا مانده‌است لطفاً بفرمایید.

پاسخ: ممنونم از این که شما، من را لایق دانستید تا این مباحث را با هم داشته‌باشیم. البته هر کدام از دیدگاه خودمان در این مورد بحث می‌کنیم و هر کسی در جایگاهی که قرار دارد، مدارس را به نوعی می‌تواند ببیند و واشکافی کند. ان‌شاءالله در آینده نزدیک با تصمیماتی که گرفته می‌شود و ان‌شاءالله که کارشناسانه است، آموزش ما در کل کشور ارتقا پیدا کند و همه ما به آن هدفی که می‌خواهیم برسیم.

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی