امروز

چهارشنبه, ۴ مهر , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۱:۰۴ قبل از ظهر

سایز متن   /

آگاهی صحیح دست اندرکاران نظام آموزشی به ویژه راهبران آن یعنی “مدیران مدارس” از فلسفه آموزش و پرورش و مکتب فکری حاکم برآن و ضرورت حرکت آنها براساس این فلسفه، همواره دغدغه بزرگان سیاسی و متفکران امر آموزش و پرورش بوده است.

بدون شک علت اصلی این توجه، اهمیت آگاهی از فلسفه تعلیم و تربیت و نگرانی از تبعات سنگین عدم همخوانی بین فلسفه تعلیم و تربیت و آرمانها و ارزشهای حاکم برآن با عملکرد نظام آموزشی است که می تواند منجر به فروپاشی آن گردد.

در این راستا پژوهش و مطالعات خوبی درباره فلسفه تعلیم و تربیت انجام شده و برخی آسیب ها مانند اقتباس فرهنگی بدون مطالعه و در تضاد با ارزشهای فلسفه تعلیم و تربیت ما، مورد نقد پژوهشگران هم قرار گرفته است. البته نقدهایی هم شده که چرا به رغم تلاشهایی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای بازسازی نظام تعلیم و تربیت کشور و تقویت اندیشه های اسلامی و معارف اهل بیت (ع) و بزرگان انقلاب اسلامی صورت گرفته است، همچنان نظام تعلیم و تربیت کشور موفقیت  چشمگیری را در جهت پاسخگویی به نیازهای اساسی مسائل فرهنگی و تربیتی ازخود نشان نداده است و در پاسخگویی به پرسش های فراوان نسل آینده عاجز بوده است.

مدتها قبل،”کارگروه تلفیق نتایج مطالعات نظری” با پشتیبانی “دبیرخانه شورایعالی آموزش و پرورش” اقدام به تدوین مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی- عمومی جمهوری اسلامی ایران را نمود که در آذر ۱۳۹۰ با تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی، مبنای سیاست گذاری ها، برنامه ریزی ها و تولید اسناد تحولی در نظام تعلیم و تربیت رسمی-عمومی کشور قرار گرفت.

 از مهم ترین مبانی اساسی تربیت در این سند مهم می توان به ۵ بخش طبقه بندی شده : ۱-مبانی هستی شناختی ۲-مبانی انسان شناختی ۳-مبانی معرفت شناختی ۴-مبانی ارزش شناختی ۵-مبانی دین شناختی؛ اشاره کرد.

با عنایت به ترسیم مبانی اساسی تربیت در سند تحول، اکنون انتظار می رود مدیران مدارس بعنوان راهبران و مجریان اهداف نظام تعلیم و تربیت، از روح مکتب فلسفی حاکم بر نظام خود، آگاه بوده و عملکردهای آموزشی و پرورشی مدارس را در جهت اهداف و نظام ارزشی اسلامی منطبق سازند. بر همه مبرهن است که وظایف مدیرمدرسه نباید صرفا تا حد اجرای دستورات و بخشنامه های بالادستی، تنزل نماید و در صورت تسلط و آگاهی مدیر از فلسفه آموزش و پرورش، می توان شاهد تحولات کیفی شگرفی در بطن مدرسه ها بود.

اکنون این سوال مطرح است که آیا در شرایط احراز مدیریت مدارس به مبحث آشنایی مدیران با مهم ترین موضوع یعنی مبانی اساسی تربیت و مبانی فلسفی نظام آموزش و پرورش در ایران توجه شده است؟ اگر بخواهیم نگاهی منطقی به این موضوع داشته باشیم به این نتیجه می رسیم که شایسته است افرادی را به عنوان مدیرمدرسه و راهبر آموزشی بکارگیریم که فارغ التحصیل رشته های علوم تربیتی (مدیریت آموزشی ، فلسفه تعلیم و تربیت و …) باشند و با برخورداری از پیشینه آکادمیکی مرتبط با مسائل تعلیم وتربیت ، بتوانند درک منطقی و روشنی از مسائل داشته و تاثیرات مفید و سازنده ای در عرصه تعلیم و تربیت کشور داشته باشند. مطابق با مصوبه جلسه ۶۷۳ مورخ ۲۲/۱/۸۱ شورایعالی آموزش و پرورش شرایط عمومی و اختصاصی احراز مدیریت مدرسه تدوین و تصویب شده است. از شرایط اختصاصی می توان به مواردی نظیر: ۱- میزان تحصیلات و سوابق تجربی براساس دوره تحصیلی و درجه مدرسه ۲- شرکت در دوره های آموزشی مدیریت یا آزمون احراز صلاحیتهای مدیریت مدرسه و موفقیت در آن؛ اشاره کرد. حال این سوال مطرح است که محتوای مواد آموزشی دوره های آموزشی مدیریت چیست؟ آیا آموزش مبانی نظری تحول بنیادین از مواد آموزشی این دوره ها می باشد؟ آیا مدیران جدید الانتصاب مدارس با مکتب فلسفی آموزش و پرورش کشور و ماموریت های آن به خوبی آشنا هستند؟ آیا آنها می توانند با بهره گیری از محتوای این دوره های آموزشی، اشراف به زیربنای فلسفی نظام آموزشی حاکم پیدا کرده و در جهت اعتلای کیفی و کمی آموزش و پرورش گام بردارند؟

در آبان ماه سال جاری فراخوان جدیدی از سوی وزارت آموزش و پرورش تحت عنوان فرآیند انتخاب و انتصاب مدیران واحدهای آموزشی با هدف شایسته سالاری منتشر شد. در این فراخوان، سامانهshayesteh@medu.ir  بعنوان سامانه ثبت درخواست نامزدهای مدیریت معرفی گردید تا افراد علاقمند مشخصات خود را در آن ثبت نمایند. این سامانه بصورت هوشمند شرایط اعلام شده از افراد و شرایط استاندارد را چک نموده و امتیازها را به کمیته ای جهت بررسی نهایی ارائه می دهد و در صورت نیاز، مصاحبه صورت می گیرد و در نهایت لیست اسامی نفرات برتر به دست روسای مناطق آموزش و پرورش قرار می گیرد.

صرف نظر از بحث شایسته سالاری و طرح های خوبی از این دست که از جنس کارهای مشورتی است و عرصه حضور علاقمندان را فراهم می نماید، اما توجه به دو مقوله تخصص و تعهد در فرایند انتصاب مدیران واحدهای آموزشی می بایست بصورت جدی در نظر گرفته شود.

دارا بودن ذهنیت فلسفی باتوجه به تاثیر شگرف آن بر روند انجام امور و نوع تعاملات و ویژگیهایی مانند جامعیت یعنی کل نگری و دیدن امور در یک زمینه وسیع است که باعث می‌شود فرد همواره در جهت وحدت بخشیدن به اندیشه‌هایش تلاش کند. ، تعمق به عنوان دومین بُعد ذهن فلسفی که سبب می‌شود فرد ایده‌ها و پدیده‌ها را موردمطالعه قرار دهد و آنچه را که دیگران بدیهی تلقی می کنند و درباره آنها پرسش نمی‌کنند، مورد سوال قرار ‌دهد و انعطاف که بُعد سوم ذهن فلسفی است و با نواندیشی، دیگربینی و خلاقیت سروکار دارد؛ می تواند از ضروریات یک مدیر یا راهبر آموزشی باشد که باید مورد اعتنا قرار گیرد.

اگر مدیر مدرسه حائز این خصوصیات باشد و بتواند در برخورد با مسائل از خود جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری نشان دهد، مجموعه را به خوبی هدایت کرده و  مخاطبان(اولیاء-دانش آموزان-کارکنان) نیز احساس می کنند که آسان تر می توانند با وی تعامل داشته و تفاهم برقرار کنند. با این توصیف پرداختن به تقویت ذهنیت فلسفی مدیران مدارس با لحاظ این موضوع در محتوای آموزشی دوره های آموزشی مدیریت، به منظور ایجاد درک درست آنها از مبانی فلسفی آموزش و پرورش کشورمان، یکی از نکات حائز اهمیت می باشد که جای آن این روزها در انتصاب مدیران مدارس خالی است.

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی