مارگوت بیگل، در شعری می‌گوید:” دل‌تنگی‌های آدمی را باد ترانه‌ای خواند…” و حالا که نسیم خوشی از تربیت بدنی در مدارس وزیدن گرفته‌است، ما دانش‌آموزان قدیمی یاد خاطرات و دل‌تنگی‌هایمان افتاده‌ایم.

همه ما که امروز به نوعی مشغول کار هستیم، چه در حوزه آموزش و چه غیر آن، گاه دل‌تنگ روزهای خوش مدرسه می‌شویم و در میان این روزها، بعید است کسی باشد که خاطره‌ای از روزهای “ورزش- ورزش- قرآن- قرآن” نداشته‌باشد و خدا می‌داند چه اوقات تلخی‌ای می‌شد روزی که هوا بارانی بود و باید سر کلاس می‌ماندیم و هیچ هم بعید نبود که آن روز به جهنم بعضی از ما تبدیل شود. معقول بچه محصل‌ها را نمی‌شد به هم واگذاشت و در کلاس را بست. این است که همیشه بودند عده‌ای از ما که قربانیان روزهای بارانی شوند و کارشان به دفتر مدرسه بکشد تا جواب سر و صدایی را بدهند که مدرسه به حد انفجار می‌برد.

اما، هر چه بود، آن روزها زنگ‌های ورزش، زنگ‌های تخلیه انرژی برای ما بود. معدود کلاس‌های ورزشی بودند که در آن‌ها چیزی آموخته‌باشیم و از اساس دنبال آن هم نبودیم. در واقع از نظر ما بدترین معلم‌های ورزش آن‌هایی بودند که به مطالعه ورزش و نه خود آن می‌پرداختند و در مورد متابولیسم و اثر ورزش بر فشار خون حرف می‌زدند. مگر می‌شد تمام هفته را صابون به دل‌ات بزنی تا زنگ ورزش برسد و آن‌گاه مجبور باشی پای حرف‌های مرد یا زنی بنشینی که در مورد وزن توپ و ارتفاع تور حرف می‌زند. از این رو، پای حرف‌های شاگردان برخی از این معلم ورزش‌های حرفه‌ای که بنشینی، بعید است کسی را بیابی که از آن‌ها به روی خوش یاد کند و خاطره شیرینی از کلاس‌های آن‌ها داشته‌باشد. چه آن که آن‌ها تمام طول سال را لابد در مورد ارتفاع ۲۴۳ سانتی‌متری تور والیبال و موقعیت بازیکنان در زمین ۹ در ۹ والیبال حرف می‌زده‌اند و گاه هم این اتفاق وقتی می‌افتاد که آن مدرسه اصلاً زمین والیبال نداشت. پس انتظار ما از معلمان ورزش‌مان چیست؟ آیا زنگ ورزش صرفاً زنگ تفریح و استراحت است؟

واقعیت این است که هر چه قدر هم کلاس‌های ورزش ما مفرح بود و جذاب و احتمالاً خاطره‌انگیز؛ مابه‌ازایی نداشت. نه کسی از آن‌ کلاس‌ها جستجوی سلامتی و تندرستی می‌کرد و نه قهرمانی از آن درمی‌آمد و مسلماً کسی هم نبود که به ما تکنیک شوت زدن و دریبل زدن در فوتبال یا اسپک زدن در والیبال را یاد دهد. ما فقط می‌رفتیم که شاد باشیم و خستگی در کنیم. بیشتر از این هم انتظار نمی‌رفت و اصلاً امکان‌اش هم نبود. مگر یک معلم ورزش چه قدر توانایی داشت که در همه رشته‌ها تخصص داشته‌باشد. تازه اگر بخواهد این نقش را عهده‌دار شود یا در توانش باشد. امکاناتی هم نبود که در اختیارمان باشد. خیلی اگر مدرسه‌مان هم کارش درست می‌بود، دیگر زمین فوتبالی داشت و حلقه‌های بسکتبال و دو تیر که باید تا اواسط سال انتظار می‌کشیدی تا به آن تور بسته شود و بشود والیبال بازی کرد. البته بی‌انصافی است اگر از میزهای بتنی تنیس روی میز با تورهای فلزی‌اش نگوییم.

باری، یک هفته درس بود و یک زنگ ورزش که یک ربع آن به تعویض لباس می‌گذشت و احتمالاً دقایقی را هم باید بچه‌های خوبی می‌بودیم و دست به سینه و پشت گردن می‌نشستیم تا معلم اخموی ورزش اجازه دهد برویم برای یارکشی که خود ماجرایی داشت. همه می‌خواستند فوتبال بازی کنند و وقت تنگ بود. تا جایی که معلم نهایتاً اقتدار خود را نشان می‌داد و عده‌ای را به اجبار به زمین بسکتبال و والیبال یا پای میزهای بتنی پینگ‌پنگ هدایت می کرد و بیشتر از آن هم نبود.بالاخره ۴ تیم ۵ نفره می‌ماند و یکی زمان می‌گرفت تا ۵ دقیقه تلاش کنند با توپ پلاستیکی به هم گل بزنند و بعد هم اگر موفق نمی‌شدند، هر دو تیم مأیوس و غر و لند کنان بیرون روند.

این زنگ ورزش ما بود؛ زنگی پر از دغدغه. دغدغه باران، دغدغه خوش‌خلقی معلم ورزش و توپ پلاستیکی که ناگهان به بیرون از مدرسه شوت نشود و دغدغه‌ پاره نشدن لباس ورزشی. اما با همه این‌ها ما تشنه زنگ ورزش بودیم. زنگی که در آن خوش بودیم و وقتی برنامه درسی را اول سال روی تخته سیاه می‌نوشتند، همه منتظر بودیم که ببینیم روز شادمان کدام روز است. روزی که در آن ورزش داشتیم و اگر چه همیشه از آن کامیاب و محظوظ نمی‌شدیم، اما دل‌خوشی ما بود و به امید آن هفته را سر می‌کردیم.

امروزه اما هوای دیگری است. نسیم خوشی می‌وزد و حداقل اخبار خوشی از رشد ورزش در مدارس می‌دهد. ورزش این روزها می‌رود که جای پای خود را در محیط آموزشی باز کند و حتی المپیادهای ورزشی قرار است در سطح مدارس برگزار شود که همه این‌ها نوید روزهای روشنی می دهد. حالا دیگر سئوال این است که آیا آینده ورزش کشور را مدارس خواهندساخت؟

پی‌نوشت: این یادداشت به بهانه آغاز به کار المپیادهای ورزشی دانش‌آموزی در مدارس در مهر ماه ۹۳ و جهت انتشار در نشریه “نگاه”- نشریه داخلی آموزش و پرورش- نوشته‌ و نخستین بار هم در این نشریه منتشر شده‌است.

*دانشجوی کارشناسی‌ارشد علوم کامپیوتر دانشگاه بن آلمان

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی