همچنان به آتش کشیدن«بیرق پرستاره»؟! | فانوس

  امروز

پنج شنبه, ۲۵ مرداد , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۰:۵۷ قبل از ظهر

سایز متن   /

۱- در صبحی سرد و زمستانی وارد کلاس شده بودم در حالی که بابت شیطنت بچه ها، لایه ای نسبتا ضخیم از گرد و خاک روی میز دبیر نشسته بود. از نماینده کلاس خواستم تکه پارچه ای از دفتر آموزشگاه بیاورد تا میز را گردگیری کنم، رفت و بعد از یکی-دو دقیقه بازگشت در حالی که پارچه ای کثیف و دوداندود در دست داشت! تنها نگاه مختصری لازم داشت تا بفهمم آن “تکه پارچه” چیزی جز «پرچم» رنگ و رو رفته و پاره پاره شده کشور نیست که ظاهرا مدیر مدرسه، بعد از تعویضش با پرچمی نو، از آن برای پاک کردن دوده های بخاری نفت سوز مدرسه و اکنون هم تمیز کردن میز معلم استفاده می کرده (و لابد به گمان خودش صرفه جویی مناسبی هم صورت داده بود!) با عصبانیت تمام نماینده را برگرداندم تا پارچه را عوض کند و به خیال خودم برای جبران چنان اتفاقی، آن زنگ را به جای تدریس موضوع کتاب، به بحث درباره مفاهیمی چون چیستی ملت، هویت ملی و نقش نمادها در تحکیم همبستگی ملی اختصاص دادم! زنگ  تفریح که رسید، مدیر که (با توجه به تعاریف رایج) انسان موجهی هم بود و بدون تردید منظور خاصی از آن عمل نداشت، مِن مِن کنان از این گلایه می کرد که « فلانی؛ تکه پارچه ای کهنه و بلااستفاده بود، این همه ناراحتی نداشت که نشان دادی!؟»

۲- ما در مقام انسان ایرانی چه احساسی نسبت به پرچم مان داریم؟ آیا واقعا چنان که می نماییم برای پرچم کشورمان احترامی که شایسته و بایسته آن است قایلیم؟ چه نشانه هایی گواه بر این ادعاست که نشان دهد پرچم را نمادی وحدت آفرین، مقدس  و نشانه ای از حس تعلق و افتخار منِ ایرانی به این آب و خاک می دانیم؟ برای ما ایرانیان امروز، بین پرچم و سرود ملی مان چه نسبتی برقرار است و هرکدام از این دو، کدام مفاهیم یا خاطرات جمعی را در ذهن و ضمیرمان تداعی می کنند؟ نگارنده تردیدی ندارد که بسیاری دیگر از ایرانیان نیز مشابه خاطره نقل شده اش در بند یک را دارند. وقتی به صورت مکرر در مدارس و مراکز آموزشی، خیابانها و اتوبانها، ادارت و … با نصب پرچم هایی رنگ و رو رفته، کثیف  و مندرس مواجهیم که هفته ها و ماههاست توجهی را به خود جلب نکرده و مسوول و مدیری بابت بی توجهی به این امر تذکر و توبیخی دریافت نکرده، یعنی برای این به ظاهر نماد وحدت ملی، اعتبار و احترامی که ادعایش را داریم قایل نیستیم. بنابراین عجیب هم نخواهد بود که با همذات پنداری، ادعاهای دیگران درباره قداست و احترام به پرچم ملی شان را چندان جدی نگیریم و گمان کنیم که نزد آنان نیز نمادهایی چون پرچم و سرود ملی، چیزی در حد زینت المجالس و لابد بعد از مدتی مناسب برای گردگیری  است!

۳- از نخستین روزهای انقلاب به آتش کشیدن پرچم آمریکا در کنار شعار «مرگ بر آمریکا» تبدیل به سنتی در مراسم و تظاهرات خیابانی شد. عموما استدلال می شود که این کار، نه به معنای دشمنی با «ملت آمریکا» بلکه حاوی پیامیست به همان مردم که ما مخالف سیاست های جنگ طلبانه و استعماری «دولت آمریکا» در سطح جهان هستیم. در طی این سالها بارها و بارها شاهد گلایه های ضمنی و صریح خبرنگارانی در مواجهه با مقامات ارشد سیاسی کشورمان بوده ایم که تذکر داده اند، پرچم برای عموم آمریکاییان نماد بسیار مقدسی است و آتش زدن پرچمشان آنهم به صورت مکرر و دستوری را به عنوان اعلام دشمنی با کلیت خود تعبیر می کنند. با اینحال مقامات کشور ضمن «مردمی» و غیر حکومتی دانستن این حرکات اعلام کرده اند که میان ملت آمریکا و دولتشان تمایز قایل می شوند. این درحالیست که اگر ادعا کنیم اهمیت پرچم و سرود ملی نزد آمریکاییان به اندازه ایست که آن را تنها می توان با حرمت کتابهای مقدس دینی نزد مسلمانان مقایسه کرد اغراق نکرده ایم. به عنوان مثال تقریبا در هیچ فیلم تولید شده ای در هالیوود نمی بینیم که در صحنه یا صحنه هایی از آن، پرچم آمریکا نمایش داده نشود. طبعا این پرسش به وجود می آید که منشاء این احترام به پرچم کجاست و چرا آمریکاییان ادعا می کنند که به آتش کشیدن پرچمشان را نه پیامی در مخالفت با سیاست های استعماری دولتهایشان، بلکه به معنای لگدمال کردن هویت و غرور ملی خود می دانند؟

۴- «در این ساعات فجر صبحگاهان، به من بگو چه می‌بینی

آیا آن پرچمی که دوش بر آن سلام دادیم را اکنون در نور سحرگاهان می‌بینی؟

پرچمی که خطوط راه راه پهن آن و ستارگان درخشان آن در این نبرد پر خطر

پرچمی که بر روی استحکامات ما دلاورانه در اهتزاز بود

تابش سرخ پرتابه‌های دشمن، و بمب‌های انفجاری آنان

در این شب آمدند و رفتند، اما پرچم ما در جای خود باقی‌ماند!»

ترانه «بیرق پرستاره» که بعد از مدتی به عنوان سرود ملی آمریکا برگزیده شد،  قدمتی بیش از دویست سال دارد و یادگاری است از دوران جنگ های استقلال آمریکا. داستان خلق این سرود به اهتزاز یک پرچم بر دیواره «قلعه مک هنری» و ایستادگی جانانه مبارزان آمریکایی مقابل ارتش حرفه ای و بمباران شدید  کشتی های توپ دار انگلیسی بازمی گردد. پیش از این حمله، انگلیسی ها در بسیاری از نقاط، ارتش مردمی و عموما فدایی آمریکاییان را به شدت شکست داده بودند و حتی پایتخت کشور (واشنگتن) را تصرف و همه ساختمانهای دولتی آن از جمله کاخ سفید را هم به آتش کشیده بودند. در حالی که امیدها به موفقیت مقاومت در مقابل ارتش حرفه ای و عالم گیر بریتانیا روز به روز کمرنگ تر می شد و انگلیسی ها خود را آماده حمله به نقاط معدود باقیمانده در دست انقلابیون می کردند، جمع کوچکی از وکلای آمریکایی با حمل پرچمی سفید عازم ناو « تونانت » شدند تا بر سر مبادله تعدادی اسیر با فرماندهان مستقر در آن رزم ناو مذاکره کنند. از جمله این افراد، وکیل جوانی به نام «دکتر فرانسیس اسکات» بود  اما از آنجا که این مذاکره با مشورت و طرح نقشه برای حمله به شهر «بالتیمور» و مدافعین مستقر در «قلعه مک هنری» همزمان شده بود، فرماندهان انگلیسی برای از بین بردن احتمال لو رفتن جزییات نقشه، از خروج دکتر اسکات و همراهانش از کشتی، تا پایان عملیات و تمام شدن جنگ خودداری کردند. در نتیجه دکتر اسکات و سایر همراهانش ناخواسته شاهد بیش از ۲۵ ساعت بمباران مداوم و بی رحمانه هموطنان خود در قلعه بودند. بر بالای قلعه پرچم بزرگی به ابعاد ۱۰.۵ در ۹ متر نصب شده بود که اهتزاز آن از فاصله بسیار دور نیز دیده می شد و سرنگونی آن به معنای پایان مقاومت ساکنان قلعه در مقابل بمباران و حمله همزمان سربازان انگلیسی به قلعه دانسته می شد. شباهنگام گرچه منظره قلعه و پرچم عظیم نصب شده بر آن از دیدها مخفی بود اما صفیر گلوله ها و آتش توپها چنان فضا را پر کرده بود که در کشتی تونانت تقریبا کسی باقی نمانده بود که در قتل عام مدافعین قلعه و رسیدن خبر تسخیر شهر بالتیمور کمترین تردیدی داشته باشد. نگرانی در چشمان اسکات موج می زد؛ او تمام شب را بر روی عرشه کشتی دشمن قدم می زد و به سرنوشت جنگ و مدافعین از جان گذشته قلعه می اندیشید. صبح هنگام، زمانی که نور آفتاب اندک اندک فضا را روشن می کرد، همگان ناباورانه به «پرچم بزرگ ستاره نشان» بر بالای قلعه که همچنان در اهتزاز بود می نگریستند و این معنایی جز شکست حمله ناوگان انگلیسی ها و تداوم مقاومت و امید آمریکاییان به پیروزی نداشت. در چنین موقعیتی بود که دکتر اسکات با شور و شعفی وصف ناشدنی، قلم و کاغذی برداشت و حالتی که بر او رفته بود را چنین نگاشت:

 « در این ساعات فجر صبحگاهان، به من بگو چه می‌بینی

آیا آن پرچمی که دوش بر آن سلام دادیم را اکنون در نور سحرگاهان می‌بینی؟

پرچم ما در جای خود باقی‌ماند.»

۵- ساعاتی بعد از آن شکست، انگلیسی ها به اسکات و همراهانش اجازه دادند کشتی را ترک کنند. اسکات نام شعرش را «دفاع از قلعه مک هنری» گذاشت که بابت یاد شدن از آن پرچم و مقاومت حماسی سربازان مستقر در قلعه، به سرعت میان عموم مردم محبوب و در مناسبتهای گوناگون اجرا می شد. پرچم قلعه مک هنری بعدها به موزه ای فرستاده شد تا در آنجا نگهداری و در معرض دید عموم قرار گیرد. از آن وقت تا به امروز این پرچم و آن سرود برای عموم آمریکاییان نمادی از مقاومت سرسختانه سربازانشان در مقابل ذلت تسلیم به دولتی عالمگیر (امپریالیست) و استعماری است. از این روست که نه تنها به آتش کشیدن آن را با توجیه مخالفت با اقدامات امپریالیستی و استعماری دولتشان به هیچ رو درک نمی کنند بلکه این حرکت را تنها تلاشی برای خوار کردن حس غرور ملی و لگد مال کردن آن حماسه و خاطره جمعی تفسیر می کنند.

۶- و فرمود: «وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ »

(و آنهایى را که جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهید که آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد )

به خودمان بازگردیم. حالمان در مقابل کسانی که با توجیه مخالفت با برخی رفتارهای همکیشان­مان به مقدسات یک ملت یا امت توهین می کنند چگونه است؟ تا چه اندازه گوشهایمان در مقابل توجیهات مکرر و فلسفه بافی های چنان جماعتی بعد از توهین به مقدسات و نمادهای محترم ملی و مذهبی مان شنوا خواهد بود و آیا همه حرفها و توجیهات آنها (به فرض صحت) تحت الشعاع عمل نادرست و واکنش برانگیزشان قرار نخواهد گرفت؟

و اکنون به جد از خود بپرسیم که آیا زمانش فرا نرسیده که به این بیاندیشیم با تداوم این حرکت، کدام پیام را برای «ملت آمریکا» و سایر ملل جهان مخابره می کنیم و اساسا منتظر دریافت کدام بازخوردها و نتیجه ایم؟ آیا به راستی گمان می کنیم که احترام و اعتبار سرود و پرچم ملی نزد آمریکاییان هم چیزی در حد «تکه پارچه ای برای گرد گیری» است؟

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی