امروز

سه شنبه, ۲۱ آذر , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۹:۲۱ بعد از ظهر

سایز متن   /

از میان خبرهای صنفی فرهنگیان در سال ۹۳، خبر کشته شدن «محسن خشخاشی» دبیر فیزیک دبیرستان‌های شهرستان بروجرد، بیش از هر خبری بازتاب داشت. عنوان بسیاری از صفحه‌های اجتماعی روزنامه‌های آغازین روزهای آذرماه ۹۳ این بود که «یک معلم دبیرستان در بروجرد در کلاس از شاگردش چاقو خورد.»
خبر تکان‌دهنده و خشونت نهفته در آن شگفت‌آور بود. اما چرا در کلاس؟ چرا دانش‌آموز؟ چرا معلم؟ چرا….؟ پاسخ به این پرسش‌ها به بررسی موشکافانه فرهنگی– اجتماعی نیاز دارد. اما می‌توان گفت که خشونت در مدرسه ریشه نمی‌گیرد، بلکه ویژگی زشتِ همه جامعه‌های انسانی است. خشونت زمینه می‌خواهد. که بی‌گمان می‌توان زمینه آن را در مدرسه‌ها دید. برنامه‌های درسی فشرده و انگیزه‌کُش، محیط‌های خشک و کسالت‌آور، فشار کمرشکن بر دانش‌آموز برای نمره و معدل و کنکور، کلاس‌های پر جمعیت و مدیریت خشک و خُردکننده مدرسه و کلاس، آموزگارانِ گرفتار در دشواری‌های اقتصادی و بحران‌های معیشتی- منزلتی و سروکار داشتن همیشگی با نسلی گریزان و بی‌انگیزه نسبت به آموزش‌های سنتی و روش‌های رنگ‌ورو رفته، و ده‌ها دلیل دیگر، زمینه‌سازِ خشونت از دو سوی فرایند آموزش یعنی دانش‌آموز و آموزگار است. رویکرد همیشگی وزیر پیشین آموزش و پرورش تعدیل نیرو بود! در شهرهای بزرگ که دستِ بر قضا دچار بحران‌های فزاینده فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، هویتی و…. ناشی از مهاجرت هستند، میانگین هر کلاس بالاتر از
۳۰ – ۳۵ دانش‌آموز است. گرد آمدن این شمار از دانش‌آموزانِ گریزان از چهاردیواری خشک و خسته‌کننده کلاس، بی‌گمان دانش‌آموزان و آموزگاران‌شان را به مرز خشم و خشونت می‌برد و چنین رویدادهای تلخی را پدید می‌آورد. نگارنده با بیش از ۲۰سال آموزگاری، نیک می‌داند که یکی از راهکارهای کاهش بحران‌های حسی در کلاس، کاهش دانش‌آموزان و پدیدآوری محیطی شاد و آرام برای آنها و آموزگارانشان
است.
اما ریشه رویداد تلخِ دبیرستان حافظی بروجرد، اعلام نمره پایینِ دانش‌آموز به خانواده‌اش بوده است که ریشه در فرهنگ آموزشی نمره‌محور دارد. فشار فراوان برای به‌دست آوردن نمره‌های خوب در آزمون‌ها و آن هم از کتاب‌ها و درس‌هایی که دانش‌آموزان چندان انگیزه‌ای برای خواندن آن ندارند، در کنار روش‌های قرون وسطایی در آموزش، می‌تواند زمینه‌ساز بروز خشونت در مدرسه و کلاس باشد.
شوربختانه نه تنها ساختار آموزشی ما پس از دهه‌ها نتوانسته است برای این دشواری راه‌حلی پیدا کند، که گاهی خود بر آتش آن می‌دمد.
پس از تعطیل کردن شتاب‌زده روزهای پنج شنبه در دولت دهم و کاهش روزهای آموزشی از شش روز به ۵روز، عنوان‌ها و ساعت‌های درسی کاهش نیافته و این کار سبب شد که ساعت‌های حضور معلم و دانش‌آموز در مدرسه و همچنین زمان حضور در کلاس افزایش یابد.
این کار در حالی انجام شد که زمینه‌های ساختاری مانند ناهارخوری، مکان استراحت درخور، فضای سبزِ آرامش‌بخش، سالن‌های ورزشی و تفریحی و…. برای چنین افزایشی در مدرسه‌های ایران فراهم نیست و این افزایش ساعت باعث خستگی بیشتر دانش‌آموز و معلم می‌شود و می‌تواند زمینه‌ساز بروز خشونت در فرایند آموزش
باشد.
باید تاکید کرد که با توجه به میزان دستمزدِ فرهنگیان و بی‌توجهی فرادستان آموزشی به آن، دگرگونی شرایط حاکم بر آموزش و سیاست‌های آموزشی، بی‌توجهی فرهنگی– اجتماعی جامعه نسبت به حرفه معلمی و از همه مهم‌تر ناکارآمدی آموزش، معلمی، شغلی ناایمن
است.
روزی آموزگاری از فشارهای ناشی از ناسازگاری دانش‌آموزان در کلاس سکته می‌کند، روز دیگری بر اثر استرس‌های شغلی سرطان می‌گیرد و دیگر روز با چاقوی دانش‌آموز سلاخی می‌شود و… بی‌گمان دشواری‌های آموزشی ما هم بسته و درهم‌تنیده است. تا زمینه‌های درخور برای آموزشی کارآمد و نوین فراهم نشود و دانش‌آموز و آموزگار، محورِ آموزش و پرورش به شمار نیاید، در بر همین پاشنه خواهد چرخید و خشونت نیز به عنوان یکی از پیامدها در آموزش باقی خواهد ماند. خشخاشی در کلاسی بر تخته نوشته بود «قضیه بسیار ساده است» اما آیا واقعا چنین
است؟

روزنامه همدلی

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی