گزارش مهرداد بزرگ از افتتاح مدرسه استثنایی صیاد شیرازی ۲

صبح روز ۲۳ مهر که بالاخره پس از مکاتبات متوالی با روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران و آموزش و پرورش مدارس استثنایی، اجازه داده‌می‌شود که یکی از خبرنگاران مراسم بازگشایی مدرسه اسثنایی صیاد شیرازی ۲ باشم، با ورود به مدرسه و دیدن کودکانی که از روی صندلی‌های چرخدار برای ما خبرنگاران دست تکان می‌دهند، خودم را برای روزی پر احساس آماده می‌کنم.

بالاخره پس از کمی تأخیر برنامه با حضور مدعوین در آمفی تئاتر کوچک مدرسه آغاز می‌شود. جایی که همه دعوت‌شدگان شور و شعف زیادی برای طرح مسایل کودکان استثنایی از خود نشان می‌دهند، گو این که بازگشایی این مدرسه نه تنها موفقیتی بزرگ که فرصتی بزرگتر است تا دغدغه‌های خود را بیان کنند و به مشکلات موجود بپردازند و راهبردهایشان را مطرح کنند.

با آغاز برنامه، وجیه‌الله پرویزی مدیر آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران به عنوان سخنران اول این همایش می‌گوید:« عشق است که سبب می‌شود، ما و همکاران‌مان در مجموعه استثنایی برای این بچه‌ها کار کنیم. و این مدرسه‌ای است که به کمک خیران اکنون به بهره‌برداری رسیده‌است و مدرسه بسیار مجهزی است. این مدرسه از سال ۸۷ تقریباً آماده بهره‌برداری بود، ولی به علت انجام عملیات مناسب‌سازی که باید ویژه دانش‌آموزان استثنایی می‌شد یک مقدار تأخیر افتاد. که بالاخره شهریور ماه امسال آماده شد و قطعاً نواقصی هم هست که امیداریم با کمک دوستان و خیران و خود مجموعه استثنایی این نواقص در آینده نزدیک حل شوند و آماده خدمت‌رسانی به ۱۵۰ نفر از دانش‌آموزان معلول جسمی و حرکتی شود. این مدرسه اکنون ۱۰ کلاس مجهز، ۴ سایت کامپیوتری دارد و مجهز به بخش‌های فیزیوتراپی، کاردرمانی و کنترل‌های حساسی که مورد نیاز این بچه‌ها است، می‌باشد و امیدواریم جزء مدارسی باشد که در سطح کشور در خصوص همین بچه‌ها حرف‌های زیادی برای گفتن داشته‌باشد. ما امسال ۹۵ درصد از دانش‌آموزان‌مان در دانشگاه‌ها قبول شده‌اند و امیدواریم این مدرسه بتواند این مسیر را ادامه دهد.» پس از شنیدن دکلمه‌ای زیبا از یکی از دانش‌آموزان معلول حرکتی، اسفندیار چهاربند، مدیر کل آموزش و پروش شهر تهران پشت تریبون می‌رود و در سخنرانی خود می‌گوید:« از مظاهر عدالت آموزشی، فراهم کردن بستر شکوفایی استعدادهای تمامی افراد است. ما در کشورمان طیف وسیعی از دانش‌آموزان داریم که فارغ از جنسیت و سطح توانایی‌شان باید این بستر فراهم شود که همه امکان شکوفایی استعدادهایشان را داشته‌باشند. از جمله دانش‌آموزان عزیز استثنایی‌مان به عنوان یک شهروند در جمهوری اسلامی حق دارند که به امکاناتی دسترسی داشته‌باشند که تمامی استعدادشان بتواند هم به صفت فردی و هم به عنوان یک فرد در جامعه اسلامی برای مشارکت در فعالیت‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه‌شان فعالانه عمل کنند. ما امروز مفتخر هستیم که در شهر تهران بیش از ۷ هزار دانش‌آموز استثنایی با ویژگی‌ها و شرایط مختلف در دوره‌های مختلف مشغول تحصیل هستند و حدود ۱۰۰۰ نفر از آن‌ها در مدارس عادی مشغول هستند که در مجموع ۸۰۰۰ نفر می‌شود و در کشور بالغ بر ۷۲ هزار نفر در مدارس استثنایی و حدود ۳۸ هزار نفر در مدارس فراگیر و در مجموع حدود ۱۱۰ هزار دانش‌آموز استثنایی مشغول تحصیل هستند. و ما می‌توانیم بگوییم حدود ۸ درصد از دانش‌آموزان استثنایی را در شهر تهران تحت پوشش قرار داده‌ایم. این یکی از مظاهر عدالت تربیتی ماست و ما تلاش می‌کنیم هر چه بیشتر و با سرعت بالاتر بستر را برای دسترسی همه گروه‌های دانش‌آموزان استثنایی و از جمله دانش‌آموزان جسمی- حرکتی فراهم کنیم که این مدرسه امروز برای دسترسی این عزیزان افتتاح می‌شود.» چهاربند اما سخنان‌اش را در مورد مدرسه صیاد شیرازی۲ این طور ادامه داد:« جای خوشحالی و مباهات است که در نظام تعلیم و تربیت اسلامی ما شاهد افتتاح مدرسه‌ای ویژه دانش‌آموزان جسمی- حرکتی هستیم که در کشور به لحاظ امکانات مناسب‌سازی‌شده به منظور فراهم کردن تسهیلات حضور دانش‌آموزان در مدرسه بی‌نظیر است. ترددشان در بین کلاس و فضاهای اداری و آموزشی و پرورشی و امکاناتی که در طول زمان حضورشان در مدرسه بتوانند خدمات جانبی را به آن‌ها طوری ارائه کند که در طول مدت حضورشان همه آن تسهیلاتی را که لازم است برای فراهم کردن شرایط مناسب برای این قبیل دانش‌آموزان تا یادگیری‌شان به نحو احسن انجام شود. از سازمان نوسازی، توسعه و تجهیزات مدارس که همت کردند و امکانات جانبی مورد نیاز مناسب‌سازی این فضا را متناسب با بچه‌های جسمی- حرکتی باری اولین بار در این مدرسه فراهم کردند و ان‌شاءالله شاهد توسعه این قبیل مدرسه هم در شهر تهران باشیم و هم در سایر استان‌ها و استفاده از این امکانات خوبی که عزیزان‌مان در سازمان نوسازی برای این بچه‌ها فراهم کرده‌اند که جای تقدیر و تشکر دارد. مأموریت این مدرسه به هر حال از سایر مدارس متفاوت است و باید بتواند نیازهای جسمی دانش‌آموزان را برآورده کند و به طور ویژه باید در قالب یک سری خدمات جانبی که عمدتاً توانبخشی و مراقبت‌های ویژه جسمی است، فراهم شود. کار دیگری که ما به سرعت دنبال می‌کنیم بحث نگهداری و اداره این مدارس است. فضای خوبی تأمین شده‌است، تکنولوژی خوبی در این مدرسه به کار گرفته شده‌است و هم به لحاظ نوع معماری و هم به لحاظ امکاناتی که برای فراهم کردن آسایش و شرایط لازم برای حضور دانش‌آموزان با معلولیت‌های جسمی و حرکتی هست، ولی بعد از حضورشان در این فضای مناسب به یک سری خدماتی نیاز دارند که ما باید بتوانیم در نظام اداری خودمان مشکلات و موانعی را که هست رفع کنیم، به ویژه نیروهایی که برای نگهداری دانش‌‌آموزان غیر از بحث آموزش و تدریس نیاز هست. خدمات فیزیوتراپی و توانبخشی که باید در طول مدت حضورشان در مدرسه تا بتواند تضمین‌کننده امنیت و ایمنی برای مدت زمان حضورشان باشد. از این لحاظ هم به خانواده‌ها کمک کرده‌ایم که در مدتی که بچه‌ها اینجا هستند، فرصت پیدا کنند و تجدید قوا کنند تا بتوانند برای ارائه خدمات بهتر به فرزندان‌شان در مدت حضورشان در منزل انرژی بیشتری داشته‌باشند و ما هم اینجا بتوانیم فرصتی را فراهم کنیم که دانش‌آموزان عزیزمان در مدت حضورشان، این‌جا احساس آرامش، آسایش و امنیت کنند و در عین حال همه امکانات برای یادگیری‌شان، هم به لحاظ تجهیزات و هم به لحاظ نرم‌افزارهای مناسب برای این عزیزان که متناسب با نیاز آن‌ها باشد.» چهاربند در مورد نحوه اداره کردن این مدرسه نیز گفت:« برای اداره این مدارس باید به سرعت به سمت اداره آن به شکل هیئت امنایی برویم تا قدرت مدیرت و تصمیم‌سازی و خدمات‌رسانی این مدرسه افزایش یابد. و این هیئت امنا متشکل از افراد علاقه‌مند، مؤثر و دل‌سوز باشد تا بقیه کارهایی که بعد از آماده شدن این فضا برای اداره این جا لازم است، فراهم کنند. همان طور که می‌دانید این فضا به طور معمول و با یک برآورد اولیه حداقل ماهی ۱۵ میلیون تومان برای نگهداری و تأمین مصارف آب و برق و انرژی‌اش نیاز دارد و این‌ها با الگوی توزیع منابع دولتی سازگار نیست. از این رو باید تلاش کنیم تا با استقرار نظام مدیریت هیئت امنایی، زمینه استفاده بهینه از این امکانات و نگهداری این امکانات و توسعه خدمات آموزشی و پرورشی را فراهم کنیم. طرح‌هایی هست که در اولین فرصت با همکاری شهرداری منطقه ۴ دنبال خواهیم‌کرد تا در آینده نزدیک این مدرسه تبدیل به یک قطب خدمات آموزشی و پرورشی به دانش‌آموزان عزیز استثنایی جسمی- حرکتی شود. که این به عدالت تربیتی و دسترسی به حقوق اصیل و انسانی و حقوق شهروندان عزیزمان در نظام جمهوری اسلامی بسیار نزدیک است و جزء تکالیف ما به عنوان کارگزاران این نظام.» او در ادامه ضمن تبریک روز جهانی عصای سفید، ابراز امیدواری کرد که:« روزی برسد که همه شهروندان ما با هر نوع توانمندی جسمی و با هر نوع نقص جسمی و حرکتی، بدون هیچ گونه تبعیض و محدودیت از همه امکانات و آثار و مظاهری که یک شهروند باید در کشور خود برخوردار باشد، بهره‌مند باشند.»

پس از سخنرانی مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران، این گروه سرود دانش‌آموزان دختر کر و لال بود که با اجرای «پاییز آمد» به زبان ناشنوایان، سالن را منقلب کرد تا پس از تشویق طولانی، تریبون در اختیار مجید قدمی ریاست سازمان آموزش و پرورش استثنایی قرار گیرد و بگوید:« آنچه دیدیم همه توانایی بود و اگر چه به این این شکل اجرا شد، اما پیامی داشت و آن این بود که اگر در فضای تعلیم و تربیت اگر ما به این توانمندی‌ها تکیه کنیم، معجزه می‌بینیم. تفاوت‌های فردی از ویژگی‌ها و زیبایی‌های خلقت است. حتی در بین دوقلوها هم تفاوت وجود دارد، ولی وقتی تفاوت کمی معنی‌دارتر می‌شود، برخی به سمت محدودیت‌ها می‌روند. اما وقتی با زبان عشق با این موضوع برخورد کنیم به سمت توانایی‌ها پیش می‌رویم و فضایی برای آن توانایی‌ها ایجاد می‌کنیم که قابل دیدن شود. آنچه عرض می‌کنم به عنوان معلم دانش‌آموزان با نیازهای ویژه است. واقعاً معلمی در مدارس استثنایی سخت است و نیاز بهعزم و جدیت بالا دارد. کلاس‌ها باید ۵ یا ۶ نفره باشد و امکانات خاص می‌خواهد، اما در چنین مدارسی بین ۷ تا ۸ نفر سر کلاس هستند. خیلی جاها ما محاسبه کردیم که این مدارس، هزینه‌ای بالغ بر ۵ برابر مدارس عادی دارند. اما به هیچ وجه در این زمینه تردید نمی‌کنیم. شعار نظام جمهوری اسلامی عدالت است. هر کسی حق آموزش و پرورش دارد.» وی در ادامه در مورد پیش‌گیری از معلولیت‌ها گفت:« پیش‌گیری سه سطح دارد. سطح اول آن فرهنگ‌سازی است تا از به وجود آمدن مشکل جلوگیری کنیم، سطح دوم شناسایی است و بعد قانون می‌گذاریم و برخورد می‌کنیم. در مورد معلولیت باید فرهنگ‌سازی کنیم. ۸۵ درصد معلولیت‌ها دلیلش معلوم است و باید در مورد آن فرهنگ‌سازی کنیم. در سطح دوم باید معلولیت‌ها را تشخیص دهیم و بعد فرایندسازی کنیم برای حل مسایل.»

پس از آن نوبت به گروه سرود ۶ نفره پسران نابینای آموزشگاه خزایی رسید تا با صدای گرم و تکنیک بالایشان، «علی ای همای رحمت» و «خوشه‌چین» را به زیبایی برای حاضران اجرا کنند و آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهند. پس از آن مرتضی رییسی دهکردی ریاست سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس پشت تریبون رفت و از افتتاح و بهره‌برداری از مجهزترین مدرسه استثنایی کشور ابراز خرسندی کرد. وی در ادامه گفت:« امسال سازمان نوسازی چندین پروژه مخصوص دانش‌آموزان استثنایی دارد و بر اساس گزارش‌ها حدود ۱۲ هزار متر فضای آموزشی در شهر تهران طی شش ماهه اول سال، تقدیم آموزش و پرورش استثنایی کشور شده‌است. و در شش ماهه دوم سال هم چند پروژه دیگر تحویل خواهدشد که یکی از آن‌ها تا چند هفته دیگر آماده افتتاح است. بخش عمرانی آموزش و پرورش، از سال‌ها پیش نگاهی ویژه به دانش‌آموزان استثنایی داشته‌است. در مدارس استثنایی دیگر بحث‌هایی مثل سرانه و زیربنا به ازای هر معلول مفهوم ندارد و باید طراحی بر اساس نیاز دانش‌آموزان صورت گیرد که در گذشته نیز چنین بوده‌است و امیدواریم در آینده نیز این مسیر ادامه یابد. من این قول را به شما خواهم‌داد که ما از این پس هم نگاه ویژه‌تریبه مدارس اسثنایی داشته‌باشیم؛ هم از بعد تکمیل پروژه‌های نیمه‌تمامی که در دست داریم و هم از جهت شروع پروژه‌های جدید و تأمین امکانات و تجهیزات در اقصا نقاط کشور.» پس از آن دکتر حافظی از جامعه خیرین پشت تریبون آمد و برای ادامه روند کار خیرین و وظیفه خطیر آن‌ها ابراز امیدواری کرد. سخنران آخر این مراسم اما صیادی، اولیای یکی از بچه‌ها که خود جانباز ۷۰% از عملیات آزادسازی خرمشهر بود، پشت تریبون آمد و از زحمات اولیای مدارس و آموزش و پرورش و توجه ایشان تشکر کرد.

اما این پایان کار نبود. چه آن که وقتی در حاشیه این مراسم به گپ‌وگفت با برخی از مربیان و معاونان مدرسه و اولیای دانش‌آموزان پرداختم، با بخشی از مشکلات مدارس استثنایی رهنمون شدم که کمتر در سخنرانی‌های رسمی مسئولان شنیده می‌شد. یکی از مربیان که بیش از سی سال از عمر خود را به خدمت در مدارس اسثنایی سپری کرده و در آستانه بازنشستگی بود، در حاشیه این مراسم در مورد مشکلات‌شان به خبرنگار نگاه چنین گفت:« ما مشکلات مالی زیادی داریم. خیلی کمبود بودجه داریم، اما همان طور که آقای قدمی گفتند در ماه حداقل ۱۵ میلیون برای نگهداری این مدرسه نیاز است، اما هزینه سرویس بچه‌ها چیزی حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون در ماه می‌شود و هزینه‌هامان خیلی بالاست. ما فقط به امید کمک خیرین هستیم، چون آموزش و پرورش خیلی کم می‌تواند کمک کند و چون اکثر دانش‌آموزانی که به این مدرسه می‌آیند از قشر محروم جامعه هستند، ما نمی‌توانیم به خانواده‌ها فشار آوریم و فقط باید نیروهای مردمی کمک کنند.» از او می‌پرسم:

– چه قدر از کودکان معلول در سطح تهران تحت پوشش مدارس استثنایی هستند و چه تعداد فکر می‌کنید استطاعت مالی آمدن به مدرسه را ندارند؟

– آمار دقیقی نمی‌توان داد، اما هر کس که به اداره استثنایی در هر شهر مراجعه کند، کارکنان دولت موظف هستند که این بچه‌ها را در مدارس دولتی ثبت نام کنند.

– شهریه‌ای دریافت می‌شود؟

– خیر، این مدرسه‌ها کاملاً رایگان هستند.

– کمبود امکانات مدرسه بیشتر در چه زمینه‌ای است؟

– چون این مدرسه نوساز است و خیلی هم بزرگ است و همان طور که می‌دانید ۴۵۰۰ متر زیربنا دارد. ما دوربین نیاز داریم و خیلی ضروری است. کمبود خدمه داریم. خدمتکارهای مرد نیاز داریم که بچه‌ها را به دستشویی ببرند. چون واقعاً از عهده خانم‌ها برنمی‌آید. ویلچرهای برقی می‌خواهیم که خیلی لازم است. از نظر امنیت باید قسمت‌های مختلف مدرسه را مناسب‌سازی کنیم که از پله‌ها پرت نشوند و بتوانیم کنترل‌شان کنیم و این دوربین مداربسته یکی از چیزهایی است که ما واقعاً نیاز داریم یا راه‌اندازی سایت مدرسه که هزینه‌هاش خیلی زیاد است و باید از طریق نیروهای خیر برای ما تأمین شود.

– الآن چه تعداد دانش‌آموز در این مدرسه مشغول به تحصیل هستند؟

– در این مدرسه ۱۰۵ دانش‌آموز ابتدایی و حدود ۶۰ دانش‌آموز متوسطه.

– چند دانش‌آموز معمولاً در کلاس‌های درسی شما شرکت می‌کنند؟

– کلاس‌های ما به صورت نرمال برای بچه‌های چند معلولیتی‌مان که بچه‌های ویژه هستند باید حداکثر ۵ نفر در هر کلاس باشند، ولی متأسفانه الآن در بعضی از کلاس‌هامان تا هشت نفر هم حضور دارند. ما به شدت کمبود نیرو داریم و در کلاس‌هایی که بچه‌های ویلچری هستند، ظرفیت وجود ندارد. ما الآن در کلاس پایه اول‌مان ده دانش‌آموز داریم که این خیلی برای معلم سخت است. ده دانش‌آموز معلول که همگی ویلچری هستند و عده‌ای از آن‌ها نمی‌توانند صحبت کنند و بیان ندارند و عده‌ای دیگر توان نوشتن ندارند و یک معلم باید در زمان داده‌شده، کتاب‌ها را به این بچه‌ها تدریس کند و این برای یک معلم خیلی مشکل است.

– محتوای آموزشی که به این بچه‌ها تدریس می‌شود، همان محتوای آموزشی مدارس عادی است؟

– بله. همان کتاب‌های عادی است و هیچ فرقی ندارد. این دانش‌آموزان وقتی که به سطح دبیرستان و پیش‌دانشگاهی می‌رسند، می‌توانند در کنکور شرکت کنند. آمار قبولی دانشگاه‌مان هم آمار خوبی است.

– چند درصد قبولی دارید؟

– حدود ۸۰-۹۰ درصد دانش‌آموزان فارغ‌التحصیل ما در دانشگاه قبول می‌شوند. خوب، این‌ها نیاز به کمک دارند. ما الآن خانواده‌هایی داریم که فقط یک معلول ندارند. یکی از خانواده‌های ما سه بچه معلول دارد و از این سه بچه، به این علت که الآن فقط توانسته‌است برای یکی از این‌ها ویلچر برقی تأمین کند، فقط یکی‌شان به مدرسه آمده‌است و آن دیگری که الآن کلاس هفتم است در منزل نشسته‌است. چون مادر دیسک کمر دارد و نمی‌تواند بچه را به مدرسه بیاورد و حالا منتظر است که بچه سومش هم به مرحله مدرسه برسد.

– در مورد سختی کار معلمان استثنایی گفتید، حقوق و دستمزدتان بیشتر از دیگر معلمان نیست؟

– خیر. همان است. یکی از اعتراض‌هایی که ما داریم این است که حق استثنایی معلمان استثنایی را قطع کرده‌اند و سنوات ارفاقی را که مجلس هم تصویب کرده‌‌است و قرار بود از سال ۸۸ به ما بدهند، دوباره مناطق قطع کرده‌اند و خود مناطق می‌گویند که تا به ما دستور اکید ندهند، ما به شما پرداختی نخواهیم‌داشت. که هر سنوات ارفاقی ما ۶ سال محاسبه می‌شد، ولی از سال ۸۸ در منطقه ۴ برای ما فقط دو ماه و بیست‌وهشت روز حساب کرده‌اند. حقوق‌مان هم خیلی پایین است.

– یعنی هیچ حقوقی بالاتر از معلمان عادی دریافت نمی‌کنید؟

– سختی کاری می‌گیریم که همه کارکنان می‌گیرند. معلمان استثنایی حقوق خاصی نمی‌گیرند، چون حق استثنایی ما را قطع کرده‌اند.

– در مورد رده‌های سنی هم که در مدرسه پذیرش می‌کنید، می‌خواستم بدانم.

– از ۶ سال به بالا را ما پذیرش می‌کنیم.

– و مانند مدارس عادی پایه‌ها را می‌گذرانند؟

– بله، مانند مدارس عادی است. فرقی که ما داریم این است که بچه‌ها در مدارس استثنایی می‌توانند در هر پایه تا سه سال توقف داشته‌باشند.

– سؤال دیگری هم که داشتم در مورد تربیت بدنی در مدارس استثنایی است. تربیت بدنی در این مدارس به چه شکل است؟

– خوب، فیزیوتراپی و کاردرمانی ما که کارشان مشخص است و کار درمانی انجام می‌دهند، ولی نیروی متخصص برای ورزش خیلی در مدارس استثنایی کم است. مثلاً ما خودمان چندین سال است که اصلاً نداریم. این که معلم خاص ورزش باشد، نداریم. گاهی معلم ورزش می‌آید، اما به صورت مقطعی و موقت می‌آیند. ولی خوب، این‌ها باید تجربه ورزش‌های خاص معلولین را داشته‌باشند و دوره‌اش را دیده‌باشند.

– خوب، موضوع آخر این که نشریه ما به دست تمامی دست‌ اندر کاران آموزش و پرورش می‌رسد، خواسته شما از آن‌ها چیست؟

– فقط دل‌مان می‌‌خواهد این زحمتی که معلمان استثنایی می‌کشند، منعکس شود. یعنی آنقدر نادیده گرفته‌نشود و فکر نکنند که یک معلم سه ماه تابستان که تعطیل است، خیلی هنر کرده‌است. ولی نه شما نگاه کنید که نه ماه بچه‌های این عزیزان را که دست معلمان هستند، ما باید فرم بدهیم که بتواند در جامعه مانند فردی عادی زندگی کند و این زحمت کمی نیست. شما ببینید که یک بریدگی کوچک روی دست‌تان چه قدر درد دارد، ولی بچه سر کلاس ما می‌آید که آب دهانش می‌ریزد، پوشکی است، بوی ادرار می‌دهد، نمی‌تواند راه برود و معلم باید دستش را بگیرد یا نمی‌تواند صحبت کند. این بچه مانند یک خمیر خام است باید معلم آن را فرم بدهد. پس این زحمت معلم استثنایی را نباید ندیده‌گرفت.

در ادامه اما با مربی دیگری هم‌صحبت می‌شوم و نظر او را هم در مورد مشکلات‌شان به عنوان مربی دانش‌آموزان استثنایی جویا می‌شوم. او می‌گوید:« یکی از مشکلات ما این است که معلمانی که با دانش‌آموزان استثنایی کار می‌کنند معمولاً خودشان هم دچار یک سری آسیب‌های جسمی می‌شوند که همان آسیب‌های شغلی به حساب می‌آید و بخشی از آن سختی کاری که ما می‌گوییم همین است که در جا به جا کردن بچه‌ها و کار کردن به فرم‌های خاص با بچه‌ها به وجود می‌آید. این است که خیلی وقت‌ها افراد پس از بیست سال که کار می‌کنند دیگر توان جسمی برای ادامه کار ندارند و هیچ قانونی هم برای این نگذاشته‌اند که با بازنشستگی این افراد موافقت کنند و این‌ها هم باید مثل معلم‌های عادی همان حداقل بیست‌وپنج سال را کار کنند و ما طیفی از معلمان داریم که دیگر از نظر جسمی شاید کارایی نداشته‌باشند، ولی مجبورند با همین شرایط ادامه کار بدهند و با آن‌ها موافقت نمی‌شود. ما معلمی الآن در مدرسه‌مان داریم که ناراحتی قلبی دارد و گواهی پزشک هم آورده‌است که قادر به تدریس نیست. معلمی داریم که ام‌اس دارد و به سختی راه می‌رود و سنی هم ایشان ندارند. کم‌ سن و سال هستند، اما ام‌اس دارند و خود من هم الآن عمل جراحی دیسک و نخاع داشته‌ام و مشکل دارم. علت این مشکلات هم این است که ما تعداد خدمه‌مان کم است و معلم مجبور است بچه را بغل کند و این به معلم فشار می‌آورد و این شغل برای خانم‌ها، واقعاً شغل سنگینی است. من خواهش می‌کنم به این بازنشستگی پیش از موعد خانم‌ها توجه کنند و با بازنشستگی آن‌ها با بیست سال خدمت موافقت کنند. هم این که شرایط کاری‌شان را بسنجند و با یک معلم عادی مقایسه نکنند. درست است که یک معلم عادی، تعداد شاگردانش زیاد است، ولی اینجا با همین تعداد ده دانش‌آموز در یک کلاس، واقعاً کار معلم مشکل است و واقعاً فشار روحی و روانی زیاد به معلم می‌آید.»

از او می‌پرسم:« فکر نمی‌کنید این به علت کمبود نیروی انسانی و معلمان استثنایی در سطح کشور است؟» که در جواب می‌گوید:« بخشی البته به کمبود نیرو برمی‌گردد، ولی بخش دیگر مربوط به توزیع نیرو می‌شود. یعنی در برخی مدارس که شاید معلولیت‌ها سامان‌یافته‌تر باشد و کار سبک‌تر است، معمولاً مازاد نیرو داریم. همان مازاد نیرو را اگر بخواهند در مدارسی که کمتر معلم می‌آید توزیع کنند، خیلی از مشکلات حل می‌شود. مدارس معلولین جسمی- حرکتی معمولاً به علت سختی کار بسیار معلمان، کمترین نیرو را دارند، یا مدارس ناسازگار، کودکان ناسازگار.»

یعنی معلمان حاضر نمی‌شوند به این مدارس بیایند؟

– بله، نمی‌آیند. به زور آن‌ها را به این مدارس می‌فرستند و واقعاً برایشان آمدن به این مدارس سخت است و کسانی که به این جا می‌آیند باید واقعاً عاشق این بچه‌ها باشند. من سال‌ها فقط در همین مدارس جسمی- حرکتی کار کرده‌ام و واقعاً این بچه‌ها را دوست دارم. اما الآن دلم می‌سوزد که قدر زحمت‌های ما را نمی‌دانند. یعنی حق استثنایی ما را نمی‌دهند. سنوات ارفاقی ما را نمی‌دهند و ما با دست خالی از مدرسه می‌رویم.

معلمی دیگر در مقایسه معلمان عادی با معلمان استثنایی می‌گوید:« ببینید من خودم عادی بوده‌ام و از مدارس عادی به این جا آماده‌‌ام، مشکلات معلم‌ها با این بچه‌ها واقعاً خاص است و فشار سختی روی معلم‌ها هست و توقع ما این است که توجه هم باید نسبت به این معلم‌ها خاص باشد. چون بچه‌ها مشکلات خاصی دارند و معلم‌ها واقعاً دارند با عشق و جان برای بچه‌ها کار می‌کنند.»

پس از آن به سراغ اولیای دانش‌آموزان رفتم که در ساعت حدود ۱۱ صبح به همراه فرزندشان سر کلاس درس معلمان حضور داشتند و از فرزندان خود مراقبت می‌کردند. از ‌یکی از مادران بچه‌ها در مورد مشکلات مدرسه پرسیدم. او می‌گوید:« مشکل اصلی من دستشویی‌ها است. در این مدرسه اصلاً دستشویی غیر فرنگی وجود ندارد

– پس برای دستشویی چه می‌کنید؟

– پسر من که این جا دستشویی نمی‌رود.

– یعنی در این ۴، ۵ ساعتی که در مدرسه هستند، اصلاً دستشویی نمی‌روند؟

– نه نمی‌رود. خانه که می‌رویم به دستشویی می‌رود. ولی خوب، بچه‌های دیگر هم سخت‌شان است. مشکل دیگر کمبود خدمه است.

– در مورد فیزیوتراپی و کاردرمانی بچه‌ها مشکلی وجود ندارد؟

– این جا که کاردرمانی همه را قبول نمی‌کند. اول بچه‌های جدید را که می‌آیند قبول می‌کنند و بعد بچه‌های ما را. خوب هنوز هم افتتاح نشده‌است.

– پس شما برای کاردرمانی چه می‌کنید؟

– هیچ کاری.

– یعنی انجام نمی‌دهید؟

– خیر.

– مسئله دیگر این که به ما گفته‌بودند سرویس‌ها رایگان است.

– در صورتی که نیست؟

– نه نیست.

– یعنی شما شهریه پرداخت می‌کنید؟

– بله سرویس بچه‌ها ۴۵۰ هزار تومان شهریه دارد و ماهانه ۸۰ هزار تومان هم شهریه به مدارس می‌دهیم. در صورتی که قرار بود رایگان باشد.

– برای مسایل روحی و روانی بچه‌ها مشکلی ندارید؟

– این جا که مشاوره اصلاً ندارند. در واقع این مدرسه هنوز هیچ قسمتش درست کار نیفتاده‌است؛ نه فیزیوتراپی‌، نه کاردرمانی و نه گفتاردرمانی، هیچ کدام هنوز کار نیفتاده‌است.

– سال‌های قبل چه می‌کردید؟

– ما در مدرسه دیگری بودیم.

– آن مدرسه مشکلات این جا را نداشت. کاردرمانی آن کامل بود.

– چرا پس مدرسه را عوض کردید؟

– ما تازه امسال به این جا آمده‌ایم و خوب این جا هم هنوز تکمیل نشده‌است و زود بچه‌ها را به این جا آورده‌اند. این جا اول باید تکمیل و مرتب می‌شد و بعد بچه‌ها را به این جا منتقل می‌کردند. اینجا هنوز آب‌سردکن هم ندارد و ما آب از منزل می‌آوریم.

– شما همیشه به مدرسه می‌آیید؟

– بله هر روز می‌آیم. گر چه مدیریت مدرسه مخالف حضور ماست.

– چرا؟

– چون می‌گویند نیایید تا بچه‌ها مستقل شوند. اما بچه‌های ما چه طور مستقل شوند؟ بچه من مشکل تعادلی دارد، همین طور که بچه‌ها با سرعت بیایند، اگر به او بخورند، چه کاری می‌توانم بکنم؟

مادر دیگری که فرزندش را با ویلچر به سمت در مدرسه می‌برد، مشکلات مضاعفی دارد. فرزند او سرویس ندارد. او خود در این باره می‌گوید:« من الآن درآمدی ندارم و خب بچه‌ام پدر هم ندارد. از جایی هم که بیمه نیستیم که بیمه بپردازد. خودم هم تا دیروز به خاطر کمردردم بیمارستان بوده‌ام و الآن می‌خواهم بچه‌ام را بگذارم خانه و باز به بیمارستان بروم.»

– شما هر روز صبح با پسرتان به مدرسه می‌آیید و هستید تا ظهر؟

– نه من هر روز نمی‌آیم. نمی‌توانم و کمردرد دارم.

– خودتان شاغل هستید؟

– نه

– برای هزینه‌ها چه می‌کنید؟

– می‌رسد دیگر. آدم‌های خیر هستند و خدا بزرگ است. حالا اگر سرویس‌ها درست شوند، بخشی از مشکلات حل می‌شوند.

– محل سکونت‌تان کجاست؟

– تهران‌پارس٫

– شما هر روز از تهران‌پارس تا پاسداران می‌آیید؟

– من هر روز صبح از تهران‌پارس ساعت ۶:۲۰ راه می‌افتم. سه تا ایستگاه می‌برم‌اش تا او را تحویل اتوبوس دهم. خوب، الآن هوا گرم است. زمستان را چه کار کنم؟ اگر این طور ادامه پیدا کند، مگر این که بعد از امسال دیگر نگذارم به مدرسه بیاید. ولی خوب، باز هم مشکل دارم. نه می‌توانم خانه نگه‌اش دارم و نه مدرسه بیاورمش.

سرانجام در حیاط مدرسه، مدیر مجموعه را دیدم تا از او در باره مشکلات مدرسه بپرسم.

– معرفی‌ای که از مدرسه شما به من کردند، گفتند این مدرسه مجهزترین مدرسه استثنایی در سطح کشور است، درست است؟

– این بحث بود در سطح شهر تهران. که حالا شایعه بود یا واقعیت، من خودم تحقیق نکردم، ولی گفتند بزرگترین مدرسه در سطح خاورمیانه که مجهز به رمپ برقی است، این مدرسه است.

– شما چه معلولیت‌هایی را پوشش می‌دهید؟

– ما بچه‌هامان در سه مقطع پیش‌دبستان، دبستان و متوسطه هستند که متوسطه هم خودش دو دوره متوسطه اول و دوم است. ما از پیش‌دبستان تا پیش‌دانشگاهی را پوشش می‌دهیم.

– منظورم از نظر انواع معلولیت‌ها بود.

– ما فقط معلولیت جسمی و حرکتی را پوشش می‌دهیم. و دانش‌آموزانی که هم معلول جسمی هستند و هم ذهنی. یعنی دو نوع معلولیت را پوشش می‌دهیم. آن‌هایی که معلولیت جسمی دارند و چندمعلولیتی‌ها.

– از کمبودهای مدرسه‌تان به لحاظ امکانات آموزشی، رفاهی و خدماتی بگویید.

– ما نیروی خدماتی خیلی کم داریم. شما در نظر بگیرید که هر ۳ یا ۴ بچه این جا نیاز به یک نیروی خدماتی دارد که خوب، نیروی خدماتی ما کم است. بحث دیگر توانبخشی است. چون اکثر بچه‌ها از نظر مالی ضعیف هستند و نمی‌توانند بیرون از خدمات توانبخشی بهره‌مند شوند، ما بچه‌های ابتدایی‌مان را حتماً برنامه‌ریزی می‌کنیم که این جا از خدمات توانبخشی استفاده کنند. ما این جا ارتوپد، کاردرمان و گفتاردرمان داریم که حالا مشغول به کار هستند، اما وسایل ما محدود است و از جاهای مختلف، شهرداری، خیرین و غیره تقاضا کرده‌ایم که کمک کنند تا توانبخشی ما مجهز شود.

– خدمات درمانی روانی شما به چه شکل است؟

– ما در مدرسه مشاور داریم و امسال هم مشاور دیگری اضافه شده‌است که مشاور مقطع متوسطه‌مان است. مشاوره می‌کنند و چون اکثر این بچه‌ها مشکل افسردگی دارند، ما سعی می‌کنیم با مشاوران‌مان این ارتباط را برقرار کنیم تا کمی از این مشکلات‌شان کمتر شود.

 

پی‌نوشت: این گزارش را به مناسبت «روز جهانی عصای سفید» در مهر ماه سال ۹۳ و در بازدید از بازگشایی مدرسه استثنایی شهید صیاد شیرازی ۲، جهت انتشار در نشریه نگاه –نشریه داخلی آموزش و پرورش- تهیه کردم، اما به علت قطع همکاری با نشریه نگاه از سرنوشت آن اطلاعی ندارم. علت انتشار این گزارش اما بیشتر قولی بود که به اولیای این مدرسه و اولیای بچه‌های معلول، جهت انعکاس حرف‌هاشان دادم . باشد تا انتشار دیرهنگام آن، حداقل تأثیر خود را داشته‌باشد.

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی