امروز

سه شنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۳:۳۵ بعد از ظهر

سایز متن   /

نظریه پردازان ارتباطات دو عصر برای رسانه ها تعریف کرده اند.عصر اول رسانه ها که با فناوری های ارتباطی فیلم، رادیو،…شناخته می شود،عصر اول امتداد و توسعه جریان ارتباطی تلفن است.
عصر دوم رسانه ها که از دیدگاه نظریه پردازان از طریق ادغام فناوری های نوین ارتباطی ماهواره با رایانه….ظاهر شد،که توانست فراتر از مرزها تصاویر و اخبار را بصورت زنده منتقل کنند.
سوال این است عصر دوم رسانه ها چه ارتباطی با تعلیم و تربیت دارد؟آیا در عصر دوم نگاه ما به انسان و تعلیم و تربیت به همان شکل سابق باید باشد؟ یا اینکه نیاز است نگاه نو و تازه ای بر امر تعلیم و تربیت داشته باشیم؟
مارک پاستر به نگاه ما در خصوص عصر دوم رسانه ها عمق می بخشد.او می گوید فناوری های نوین ارتباطی در حال از بین بردن عقیده ارتباطی عده ای معدود با افراد بی شمار است یعنی ارتباط عده ای بسیار با عده ای بسیار است.مارک پاستر می گوید برخلاف عصراول رسانه ها که آدرنو و هورکهایمر می گویند تضاد ذهنی میان چند مرکز معدود تولید و گره وسیعی از مصرف کنندگان متفرق و پراکنده برقرار بود،در عصردوم رسانه ها تضاد انحصاری میان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان پیام ها از بین می رود و تولید دیگر یک طرفه و در انحصار گروه خاصی قرار نمی گیرد.مارک پاستر در خصوص هویت نیز می گوید در عصر اول رسانه ها،انسان معقول خودبسنده ای است که ذهنیت عاقل سودمند بعنوان ذات استوار در او متجلی می شود.در واقع، در این عصر، فرد به مثابه یک ذهنیت تثبیت می شود، ذهنیتی برتر از عینیات و هویتی پایدار .این ویژگی فرهنگی با نقش ذهنیت در بنیادهای مدرسه نیز همخوانی دارد. اما در عصر دوم، فناوریهای نوین هویت افراد کاربر را می سازد و این هویت سازی بدون آگاهی افراد از این امر شکل می گیرد.این ارتباطات راهگشای نگریستن به تغییر انسان به عنوان پدیده ای چند لایه، تغییر پذیر،منفعل و تکه تکه است و با هرگونه تثبیت می ستیزد.
در واقع،شاهد انسان جدیدی هستیم که نیاز است آموزش و پرورشی متناسب با آن تحولات، شیوه زیستن و نحوه تفکر کردن و داشتن نگاهی انتقادی را به دانش آموزان بیاموزد.آموزش و پرورش با تمرین دادن انسان برای زندگی با همنوع خود، او را به سوی ارزشها و اخلاقیات سوق دهد و نیز دارای حس همدلی و همیاری و توانایی تحمل دیگران و توانایی معاشرت با دیگران را بیاموزد.کلاس ها باید به نحوی باشد که دانش آموز در معرض شناسایی تناقضات خود قرار گیرد و در مقام حل آنها برآید.برنامه ریزان درسی باید ادبیات را در سرلوحه خود قرار دهند ادبیات می تواند سبک های زیستن و تنوع افکار را در دانش آموز نهادینه کند بشرط آنکه مثلا بعد از خواندن رمان و شعر به گفتگو بپردازند و معلم آنها را در خلق معانی مشارکت دهد.کلاس محل تمرین تولید و تفسیر متن باید باشد.

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی