امروز

سه شنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۳:۳۷ بعد از ظهر

سایز متن   /

 
 

بی تردید سه ضلعی اجتماع، خانواده و مدرسه مثلث تعیین‌کننده و تاثیرگذار بر شخصیت کودکان و نوجوانان هستند که میزان نقش و تاثیرگذاری آنها مورد بحث است. تاکنون پژوهش‌هایی که این میزان و نحوه آن را تعیین کرده باشد صورت نگرفته، هرچند ممکن است به صورت پراکنده تاثیرگذاری برخی از متغیرها مورد بررسی قرار گرفته باشد اما نمی‌توان تحقیق و پژوهشی را در کشورمان یافت که بطور همه‌جانبه و در مقایسه با یکدیگر نسبت‌های این سه ضلعی را مورد بررسی قرار داده باشد.
لذا در گام نخست باید تاکید شود که این مهم نیازمند توجه اساتید و دانشجویان و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت است و امیدواریم مراکز پژوهشی در نهادها و دستگاه‌های مرتبط چاره‌ای برای رفع ابهامات و ارایه راهکارهای کارشناسانه برای قرار دادن عناصر مهم در جایگاه اصلی و توجه دادن سیاستگذاران و برنامه‌ریزان و مجریان به این سه گانه اساسی بیندیشند.
اما در این نوشته هدف این است که به یک واقعیت انکار ناپذیر توجه داده شود؛ واقعیتی که بالاترین مقامات از رییس‌جمهور گرفته تا وزیر آموزش و پرورش بر آن اذعان کردند و با عبارت‌های مختلف اعتراف کرده‌اند که نظام آموزش و پرورش ما ناکارآمد است. وزیر فعلی گفته بود قطار آموزش و پرورش خارج از ریل است و رییس‌جمهور هم گفته بود محتوای کتاب‌های درسی دانش‌آموزان را نه تنها برای فردا تربیت نمی‌کند بلکه آنها را برای دیروز تربیت می‌کند.  اگر بخواهیم به دلایل این ناکارآمدی اشاره کنیم و تیتروار به آن بپردازیم شاید کل این صفحه روزنامه هم پاسخگوی آن نباشد چراکه ناکارآمدی آموزش و پرورش یک مقوله چندوجهی با گستردگی و عمق فراوان است لذا فقط به یک وجه و یک دسته از عوامل این ناکارآمدی اشاره می‌شود و آن نقش حاشیه‌ای، تشریفاتی و ضعیف والدین در فرآیند تعلیم و تربیت در نهاد مدرسه است؛ نقشی که در واقع یکی از سه ضلع اجتماع، خانواده و مدرسه را عملا حذف کرده است، در حالی که مدرسه به عنوان یک نهاد مدنی باید در خدمت دانش‌آموز و والدین دانش‌آموز باشد. این نهاد ارایه‌دهنده خدمات به دانش‌آموزان و والدین است لذا نقش اصلی و محوری در مدرسه باید با اولیا باشد و درواقع مدرسه‌ای موفق است که اهداف و انتظارات دانش‌آموزان و خانواده‌ها را تامین کند. یک نگاه سریع و ساده و یک روز زندگی در یک مدرسه معمولی و متوسط به خوبی نشان می‌دهد که خانواده‌ها کمترین نقش را دارند و دانش‌آموزان از در و دیوار مدرسه تا امر و نهی مدیر و معاونان و توصیه‌های دبیران و الزامات کتاب‌های درسی و دستورالعمل‌های اداری و غیره و غیره این پیام را دریافت می‌کنند که باید آنگونه بشوند و آنگونه باشند که با خواست آنها و خانواده‌ها تفاوت بسیاری دارد؛ خواستی که تضادهای گفتمانی و رفتاری را موجب شده است و شکاف خانه و مدرسه را روز به روز افزایش داده است شکافی که نخستین قربانیان آن کودکان و نوجوانان یعنی سرمایه‌های اصلی توسعه و پیشرفت و آینده کشور هستند.
تجربیات جهانی و حتی تجربه‌های معدود مدارس موفق در کشور که تاحد زیادی مستقل از نظام آموزش و پرورش فعالیت می‌کنند، نشان داده است مدارس به عنوان نهاد تربیتی که آموزش عمومی را برعهده دارد با اتکا به نقش برجسته و پررنگ اولیا در ابعاد مختلف مدیریتی و اقتصادی و پشتیبانی توانسته‌اند تا حد زیادی به اهداف و انتظارات مورد نظر خانواده‌ها پاسخ دهند و به معنای واقعی پیوندی میان خانه و مدرسه برقرار کنند. این پیوند واقعی بیش از اینکه نیازمند ساختارهای عریض و طویل اداری و دستورالعمل‌های پیچیده باشد نیازمند یک فرهنگ‌سازی و بسترسازی در جامعه و مدارس است تا خانواده‌ها با امید و اعتماد برای کارآمدی نظام آموزشی و موفقیت مدارس، همه تلاش خود را به‌کار گیرند لذا تردیدی نیست اگر این اعتماد ایجاد شود و توان مالی و معنوی و علمی و تخصصی والدین به مدارس سرازیر شود بسیاری از نگرانی‌ها و کمبودها و محدودیت‌های موجود در مدارس به عنوان مهم‌ترین رکن نظام آموزشی برطرف خواهد شد.

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی