امروز

سه شنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۳:۳۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

دانش آموزان ایرانی سال تحصیلی جدید را در حالی آغازنمودند که آموزش و پرورش با بحران جدی نیروی انسانی روبرو است.فرایند سنتی بکارگیری معلمان آموزش ندیده از روی ناچاری ،امسال بیش از همیشه گریبانگیر استان های بزرگ از جمله تهران را گرفته بود و سر انجام با ورود مربیان پیش دبستانی با سه روز آموزش سالنی سال تحصیلی جدید آغاز شد و همه این ها در حالی است که طبق اساسنامه دانشگاه فرهنگیان مسئولیت تامین و تربیت نیروی انسانی در آموزش و پرورش برعهده این دانشگاه است .دانشگاهی که با ریشه ای به قدمت بیش از یک قرن اما با شمایل جدید در پنج سال گذشته پا به عرصه تعلیم و تربیت نهاده است اما با یک اشتباه محاسباتی در انتخاب مدیرانی که با این عرصه بیگانه بودند و به اعتراف خود اساسا”اعتقادی به این دانشگاه نداشتند،دچار آفتی انکار ناپذیر شد .سوءتدبیر در اداره دانشگاه عملا “این جایگاه رفیع را به ویرانه ای تبدیل کرد که به زعم اغلب کارشناسان امور سیاسی، این دانشگاه به بزرگترین نقطه ضعف دولت تدبیر و امید تبدیل شده است.مروری کوتاه برابعاد فاجعه بار این نامدیریتی و ریشه یابی چگونگی شکل گیری این بوستان ملخ زده می تواند برای مدیران آینده دانشگاه درس آموز باشد:

 

۱-جذب دانشجو معلمان در چهار سال گذشته به حدود یک پنجم کاهش پیدا کرده است . بجای آن داعیه برون سپاری تربیت معلم ،این دانشگاه را به یک بنگاه واسطه ای برای تامین نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش تبدیل نموده است.عدم ارتباط با معاونت توسعه وزارت از سوی مدیران دانشگاه بدلیل اینکه خود را تافته ای جدابافته می دانستند ودر شان خود نمی دانستند که با این معاونت پشت یک میز بنشینند و راه چاره ای پیدا کنند به یک حلقه مفقوده ای تبدیل شد که هیچ نوع ارتباط سازمانی را بر نمی تابید.در چهار سال گذشته و در حالی که مدیران دانشگاه به بهانه های مختلف حداقل سالی یک بار به سفر فرنگ می رفتند وازهرهمایش گمنام غیر مرتبط با حوزه تعلیم وتربیت در گوشه و کنار این مملکت حمایت مالی می نمودند درمقابل حتی یک تیزر تبلیغاتی جذب دانشجودر رسانه های جمعی پرهیز کردند .وضعیت فاجعه بار امکانات خوابگاهی و عدم تامین حداقل های امکانات آموزشی مانند آزمایشگاه و کارگاه برای رشته های علوم پایه ،هر یک از دانشجویان ناراضی را به یک بمب ضد تبلیغ برای دانشگاه تبدیل نمود .مدیران آموزش و پرورش تا به خود آمدند دیدند با سونامی گسترده تقاضای بازنشستگی معلمان دهه هفتادی روبرو هستند وازاتاق فکر مدیران دانشگاه هیچ برنامه ای  جز برون سپاری تربیت معلم  بیرون نیامد بنا بر این با جذب غیر قانونی دانش آموختگان سایر دانشگاه ها در قالب ماده ۲۸ و آموزش دو ماهه بجای آموزش یک ساله ،این مشتاقان عرصه تعلیم و تربیت را راهی مدارس نمودند .مدیران دانشگاه از قدرت چانه زنی با سازمان مدیریت و استفاده از ظرفیت نمایندگان مجلس برای کسب ردیف استخدامی بی بهره اند و در عوض دائم در حال چانه زنی برای حذف مراکز آموزشی در شهر ها هستند.در حالی که طبق برنامه ای که از سوی موسسان دانشگاه درسال ۹۱ در نظر گرفته شده بود عمل می شد ،در حال حاضر این دانشگاه یکصد هزار دانش آموخته را تحویل آموزش و پرورش می داد و تا حد زیادی از دغدغه های این وزارت می کاست.

۲-ساختار نامناسب وغیر متعارف دانشگاه به توسعه نامتوازن حوزه ستادی تبدیل شد به طوری که در حال حاضر قریب به نیمی از کادر رسمی دانشگاه در حوزه ستادی و استانی بسر می برند .سردرگمی دانشجویان در زمان انتخاب واحد و عدم تعیین تکلیف وضعیت هیات علمی اساتید نشان از ناکارآمدی نیروهای ستادی دانشگاه دارد. بی اعتمادی مدیران دانشگاه به نیروهای خودی فاقد مدرک دکتری ،این دانشگاه رابه انعقاد قراردادهای نجومی با اعضای هیات علمی سایر دانشگاه ها برای مدیریت بخش های غیر ضرورستادی سوق داد.درحال حاضر مدیرکل هایی در حوزه ستادی حق مدیریت چند میلیونی دریافت می دارند که تعداد کارشناسان تحت امر آنها از انگشتان دو دست تجاوز نمی کند .اصرار برادامه ساختار مدیریت استانی علیرغم مخالفت گسترده کارشناسان و حتی وزیر سابق آموزش و پرورش نشان ازعدم انعطاف مدیران دانشگاه دارد.

۳-در حوزه اداری و مالی در حالی که کوچکترین کار اداری مثل تمدید ماموریت مامورین به سایر دستگاه ها و صدور احکام ترفیع اساتید ماه ها و حتی سال ها بطول می انجامد و نامه های بسیاری که رد پایی از آنها هرگز بدست نیامد ،مهمترین موضوعی که در دستور کار این معاونت درهمان ابتدا قرار گرفت و بسرعت محقق شد تغییر بانک عامل پرداخت حقوق و مزایا بود سرعت عمل معاونت مربوطه در این موضوع نشانگر کارآمدی کارشناسان این حوزه در موضوعی که منافع شخصی در بین باشد را نشان می دهد . عدم نظارت بایسته بر عملکرد این حوزه ستادی ، کارکنان و مدرسان دانشگاه را از کمترین امکانات رفاهی بی بهره ساخت .کارکنانی که تا قبل از سال ۹۱ بعنوان پرسنل آموزش و پرورش از امکانات این وزارت از جمله خانه های معلم استفاده می نمودند بعد ازاین سال از سیستم حمایتی آموزش و پرورش خارج شدند و از طرفی معاونت مالی دانشگاه ازاقدام موثر برای  ایجاد کمترین امکانات رفاهی سر باز زدند و کارکنان از آنجا رانده و از اینجا مانده شدند.

۴-بی قانونی و گردن کشی در مقابل مقررات اداری از ویژگی های بارز مدیران دانشگاه است .در حال حاضر مدیران کل هایی در حوزه ستادی مشغول بکار هستند که نزدیک به یک سال از موعد بازنشستگی آنان گذشته است و بطور غیرقانونی بکار مشغولند .استعلام دانشگاه ازوزیر وقت آموزش و پرورش در ارتباط با ادامه خدمت ایشان با مخالفت وزیر روبرو بوده است در عین حال عدم تمکین ازوزیر نشان دهنده احساس قدرت کاذب در مدیران دانشگاه است .ادامه سرپرستی غیر قانونی به مدت بیش از چهار سال قابل تعقیب اداری است .

۵-آشفتگی در حوزه آموزشی و بکارگیری روش نامناسب آزمون و خطا دربرنامه ریزی ناشی از سوء تدبیر گسترده مدیریتی در این دانشگاه است .ناهمگنی  سرفصل های دروس با نیازهای شغلی دانش آموختگان .عدم اجرای برنامه آزمون جامع علیرغم همه ادعاهای صورت گرفته .نابسامانی در بکارگیری و جذب اعضای هیات علمی نشان از یک مدیریت سلیقه ای و متکی بر فرد در این حوزه است که نارضایتی گسترده ای بین مدرسان و دانشجویان موجب شده است .بی اعتنایی به نیروهای داخلی و عدم استفاده از تجربیات مدیران با سابقه تربیت معلم منجر به عقد قراردادهای کلان با اشخاص حقیقی و حقوقی جهت تنظیم این سرفصل ها شده است که از وظایف انکار ناپذیر کارشناسان این حوزه است.

در مجموع می توان گفت قبول مسئولیت  مدیریت دانشگاه در چنین ویرانه بجا مانده ای، ایثاروافری را طلب می کند ومدیر جدید باید زمان بسیاری را برای آوار برداری صرف نماید تا به کف قابل قبول برای شروع بازسازی تربیت معلمی در طراز جمهوری اسلامی برسد . برای  شخصی با چنین شهامت و جسارت آرزوی توفیق دارم.

 

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی