امروز

سه شنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۳:۴۶ بعد از ظهر

سایز متن   /

به برکت رونق رسانه های مجازی، انتخاب وزیر آموزش و پرورش در این دوره، محل بحث و اظهار نظرها و طبعا اعلام موافقت ها و مخالفت های گسترده ای بین معلمان شده است. پیداست که نه همه اعلام موافقت ها و رضایت ها از پایگاه و نظرگاه مشترکی برمی خیزد و نه در مقابل مخالفت ها و نارضایتی ها. این یادداشت بنا ندارد به چیستی، کیستی و چرایی این تنوع بپردازد بلکه تنها به ادعای آن دسته از مخالفانی توجه دارد که اعتقاد دارند رییس جمهور در مورد انتخاب گزینه وزارت به مطالبات رای دهندگان توجهی نکرده است. از نظر ایندسته از مخالفان وزیر پیشنهادی، رای دهندگان به “روحانی” شعارهایی را مطرح و وعده هایی دریافت کرده اند که براساس آنها منتظر حضور وزیری با علایق و گرایش آشکار اصلاح طلبانه در راس بزرگترین وزارتخانه کشور بودند تا بتواند آموزه ها و اعتقاداتی که اکثریت مطلق مردم در انتخابات اخیر به آن آری گفته اند را ترویج و تقویت کند. آنها مدعی اند گزینه پیشنهادی با سوابقی که دارد چنین روندی را در پیش نخواهد گرفت و چه بسا معاونان و روسایی را برکشد که گفتمان سیاسی مورد علاقه آنها با رای مردم همسویی ندارد.برخی نیز برای توصیف اینگونه مدیران از اصطلاح تحقیرآمیز “ژله ای” استفاده می کنند به این معنا که با هر ظرفی (هر دولت مستقری) خود را وفق می دهند و مانند آفتاب پرست توانایی عوض کردن رنگ و هم سویی با جریان مسلط را دارند. به نظر نگارنده این تعابیر من درآوردی و ارزش محورانه نه تنها کمکی به تبیین وضعیت موجود نمی کند بلکه با خط کشی های کاذب راه را برای امکان پدید آمدن فهم مشترک و همکاری متقابل مسدود هم می کنند.از این رو پیشنهاد می شود  به جای استفاده از چنان تعابیر غیرعلمی و ارزش محورانه ای از واژگان و اصطلاحات شناخته شده  که تعریف دقیق و پذیرفته شده ای هم دارند استفاده شود تا در تبیین وضعیت و پیدا کردن راهکار مناسب دچار اشتباه نشویم.

عملگرایی(pragmatism) روشی در سیاست ورزی است که مبنای اصلی آن توجه به توازن قوا، واقعیت های موجود و دوری از ایده آل گرایی خیال پردازانه است.از این رو بیش از آنکه با اصلاح طلبی رادیکال نسبتی داشته باشد با محافظه کاری و توجه به وضعیت واقعا موجود ( و نه حفظوضع موجود) همپوشانی پیدا می کند. آشکار است که این روش از سیاست ورزی نمی تواند مطلوب جماعتی که به دنبال تغییرات ریشه ای و رسیدن سریع  به مطالبات و خواسته ها هستند، قرار گیرد.

سوای از اینکه دولت روحانی از ابتدای روی کار آمدن خود آشکارا اعلام کرد دولتی تعامل گراست که بنا دارد اعتدال و پرهیز از هرگونه تنش آفرینی (در سطح ملی و بین المللی) را دستور کار اصلی خود قرار دهد و طبعا در انتخاب وزرا و کارگزاران به این اصل توجه بسیاری خواهد داشت، وزارت آموزش و پرورش به صورتی مضاعف،نیازمند این رویکرد است. حقیقت آنست که از ابتدای انقلاب اسلامی، به نهاد آموزش و پرورش به چشم ابزاری جهت القاء و انتقال آموزه های ایدئولوژیک در سنین حساس کودکی و نوجوانی نگریسته شده است و با توجه به بحران مشروعیت  فراگیری که گفتمان مورد تبلیغ در این دو دهه دچارش شده، گردانندگان اصلی این دستگاه عظیم، تربیت ایدئولوژیک زیر عنوان تربیت سیاسی  را بر هرنوع آموزش و تربیت دیگری ارجحیت اند. پس جای تعجبی هم نخواهد داشت که ببینیم خروجی های این نهاد بعد از سپری کردن سالیانی طولانی در آن از کمترین مهارتهای علمی، تخصصی و رفتاری در زندگانی فردی و اجتماعی بی بهره باشند.

به نظر نگارنده اصرار آن دسته از مخالفان گزینه پیشنهادی که معتقدند باید شخصی با گرایش های سیاسی آشکار بر مسند وزارت بنشیند تداوم همان راه اشتباه سی و چندساله در این دستگاه انسان ساز است. به تعبیری اگر آب را در سرچشمه وزارت به دعواها و تنش های سیاسی آلوده کنیم، این رفتار در همان سطح وزارت خانه و ادارت کل متوقف نخواهند ماند، بلکه آلودگی آن تا دورافتاده ترین مناطق و مدارس  هم سرایت خواهد کرد. از این رو باید بر منطقه الفراغ دانستن نهاد مدرسه (از صدر تا به ذیل) از درگیری های سیاسی-ایدئولوژیک اصرار داشت و از تبلیغ و ترویج هر جریان و گرایشی در این وزارتخانه که با سنین کودکی و نوجوانی انسانها مواجه است جلوگیری کرد. البته برای این اصل (مثل هر اصل و قاعده دیگری) باید تبصره هایی قایل شد. تبصره این قاعده از نظر نگارنده، همسویی کلی وزیر و وزارتخانه با سیاست ها و دیدگاههای دولت منتخب و مستقر است به این معنا که ضمن همراهی با سیاست های دولت منتخب، در مسیر دولت سنگ اندازی و مانع تراشی نکنند و وزارت و نهاد تحت مدیریت خود را به محلی برای بحران آفرینی و ایجاد نارضایتی علیه دولت تبدیل ننمایند.
توجه به نمونه برخورد وزیر بهداشت با فرمانداری در استان ایلام نمونه ای از بحران آفرینی کارگزارن ناهمسو یا ناکارآمد در بدنهدولت است که چه بسا بتواند عواقب غیرقابل جبرانی برای دولت و شخص رییس دولت به همراه داشته باشد. اگرچه برخورد تند وزیر با فرماندار یادشده باعث ابراز مخالفت های به حقی گردید، اما این ماجرا باعث شد نکته مهمی به حاشیه رانده شده، چنان که باید و شاید مورد توجه قرار نگیرد. ماجرا از این قرار است که فرماندار شهر …. در یک مجلس عمومی و در نزدیکی انتخابات حساس ریاست جمهوری (که هر حرف و حرکتی می تواند به بحرانی بزرگ در سطح ملی تبدیل شود) نقش اپوزوسیون دولت را به خود گرفته و وزیر را بابت محرومیت شهرستانش از یک دستگاه آمبولانس مورد انتقاد و پرسش قرار می دهد. جدای از لحن نامناسب وزیر در پاسخ به این حرکت، سخن جناب هاشمی کاملا درست و به جا بود: “تو نماینده دولتی یا مردم؟!”

فرمانداری که در عین ناتوانی و سهل انگاری نتوانسته (یا نخواسته) از بودجه تنخواه اداره اش برای خرید این وسیله حیاتی برای مردم اقدامی کند؛ حتی نتوانسته با مدیریت درست، سایر نهادهای شهرستان را مجاب به مشارکت در این امر کند و آنقدر منتظر مانده تا وزیری از دولت به شهرش برود تا بتواند با قیافه و لحنی حق به جانب، وزیر/دولت را مسوول چنان وضعیتیبداند، باید بیش و پیش از هرکس دیگری مورد شماتت و پرسش قرار گیرد که آیا خود را نماینده کارآمد و توانمند دولت متبوع خود می داند یا پوستین نمایندگی خودخوانده مردم را به تن کرده است؟!

 این نمونه نشان می دهد انتخاب وزرا و مدیران همسو با دولت و سیاست های آن تا چه اندازه مهم و حیاتی است و چه بسا سهل انگاری و مصلح اندیشی های نابجا باعث شود بحرانهای غیرقابل مهار یا ضررهای بزرگی برای حیثیت و آبروی دولت به وجود آید اما مهم است بدانیم از کدام منظر به این اصل نگاه می کنیم. از منظر تبلیغ و ترویج اعتقادات و گرایش های سیاسی (آنهم در سنینی که باید از این القائات به دور بمانند) یا از منظر همکاری، کارآمدی و مراقبت از سنگ اندازی در مقابل سیاست های جاری دولت.

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تازه های سایت

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی